روح الله مهرجو کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

السلام علیکِ یا عزیزه الزهراء
روح الله مهرجو کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی
این سایت کاملا شخصی می باشد
آخرین نظرات

۶۸ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

بنام خالق عشق

دختر رحمت است، پسر نعمت

چند نکته دینی برای کسانی که دلشان دختر یا پسر می خواهد

قدیم ترها که هیچ محدودیتی برای بچه دار شدن نبود. بعضی برای اینکه جنس شان جور شود آنقدر بچه می آورند تا خدا یک پسر یا دختر به آنها بدهد اما حالا که تعداد بچه های خانواده به یک یا دو رسیده، بسیاری از پدر و مادرها دوست دارند بچه شان همان چیزی شود که خودشان دوست دارند. گاهی اوقات هم آنقدر روی جنس فرزندشان تعصب به خرج می دهند که باعث سردی روابط خانوادگی می شوند. عده ای هم برای رسیدن به آرزویشان دست به هر کاری می زنند؛ از خوردن خوارکی های مخصوص گرفته تا نذر و نیاز برای اینکه خدا دختر یا پسری به آنان عطا کند. اما بپذیرید که هیچکدام از این راهکارها نتیجه صد در صدی نمی دهند و در نهایت در روحیه مادر و اطرافیان تأثیر منفی می گذارند. در این دو صفحه سعی شده است نکاتی درباره داشتن فرزند دختر و پسر مطرح شود که نباید دانستن آن برای کسانی که فرزندی در راه دارند یا می خواهند بچه دار شوند جالب باشد.

1- دعا برای داشتن فرزند

یکی از بهترین و بزرگ ترین الطاف و نعماتی که خداوند به بندگانش عطا می کند فرزند یا فرزندانی است که به آنها می دهد. بنابراین فرزند انسان چه دختر باشد و چه پسر، لطف و نعمتی است از سوی خدا که باید قدر آن را بدانیم و آن طور که او خواسته تربیتش کنیم. اهمیت داشتن فرزند تا آنجاست که بعضی از پیامبران و اولیاء الهی وقتی به سن پیری می رسیدند و از داشتن فرزند محروم بودند، از خدا می خواستند این نعمت الهی را به آنان عطا کند. به عنوان مثال، حضرت ابراهیم (علیه السلام) که تا پیری از نعمت فرزند بی نصیب بود به درگاه الهی دعا می کرد تا اینکه خداوند، حضرت اسماعیل و اسحاق (علیه السلام) را به وی بخشید و او در مقابل این نعمت بزرگ الهی، این طور از خداوند سپاسگزاری کرد که «اَلحَمدُلله الَّذی وَهَبَ لی عَلَی الکِبَرِ اسماعیلَ وَ اِسحاقَ اِنَّ رَبّی لَسَمیعُ الدُّعاء/ خدای را سپاس که اسماعیل و اسحاق را در زمان یپری به من بخشید. همانا پروردگار من شنوای دعای بندگان است». (سوره ابراهیم، آیه 32)
این ماجرا برای حضرت زکریا(علیه السلام) هم اتفاق افتاده که در پیری و در شرایطی که همسرش از لحاظ جسمی پیر و فرتوت شده بود، مورد لطف خداوند قرار گرفت و از حضرت یحیی (علیه السلام) برخوردار شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۲ ، ۲۰:۲۷
مجتبی مهرجو

 بسم الله

لطف امام هادی(ع)

لطف امام هادى و نور ولایتش
ما را اسیر کرده به دام محبتش

بر لطف بى کرانه اوبسته ‏ایم دل
امشب که جلوه گر شد خورشید طلعتش

منت خداى را که به ما کرده مرحمت
توفیق برگزارى جشن ولادتش

تبریک باد بانوى کبرى سمانه را
کین غنچه بر دمید ز گلزار عصمتش

ماه تمام و نیمه ذى حجه مطلعش
خیر کثیر وکوثر قرآن بشارتش

این است آن امام که تقدیر ایزدى
بعد از جواد داده مقام امامتش

این است آن امام که ذرات کائنات
اقرار کرده‏ اند به جود و کرامتش

این است آن امام که در برکة السّباع
شیران شوند رام و گذارند حرمتش

این است آن امام که از نقش پرده هم
ایجاد شیر زنده کند حکم قدرتش

این است آن امام که دشمن به چند بار
رخسار عجز سوده به درگاه عزتش

سر تا به پاى عاطفه و مرحمت ولى
دشمن به لرزه آمده از برق هیبتش

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى
چون سه على دیگر باشدعبادتش

افزون زریگهاى بیابان عطاى او
بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش

مائیم و دست و دامن آن حجت خدا
چون ناامید کس نشود از عنایتش

گردیده‏ ایم جمع به ذیل لواى او
افکنده‏ ایم دست به دامان رحمتش

از آستان قدس رضا هدیه مى‏ کنیم
آه دلى به غربت و اشکى به تربتش

یارب بحق فاطمه با فتح کربلا
بگشا بروى ما همه راه زیارتش

از لطف آن امام (مؤید) مؤید است
کو رانشان خدمت آل محمد است

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۲ ، ۲۰:۲۱
مجتبی مهرجو

بسم الله

شناخت مختصرى از زندگانى امام هادى (علیه السلام)- قسمت اول
«امام ابوالحسن على النقى الهادى» - علیه السلام - پیشواى دهم شیعیان، در نیمه ذیحجه سال 212 هجرى در اطراف مدینه در محلى به نام «صریا» به دنیا آمد(1). پدرش پیشواى نهم، امام جواد - علیه السلام - و مادرش بانوى گرامى «سمانه» است که کنیزى با فضیلت و تقوا بود (2).
مشهورترین القاب امام دهم، «نقى» و «هادى» است، و به آن حضرت «ابوالحسن الثالث» نیز مى‏گویند (3).
امام هادى - علیه السلام - در سال 220 هجرى پس از شهادت پدر گرامیش برمسند امامت نشست و در این هنگام هشت ساله بود. مدت امامت آن بزرگوار 33 سال و عمر شریفش 41 سال و چند ماه بود و در سال 254 در شهر سامرّأ به شهادت رسید.

خلفاى معاصر حضرت

امام هادى در مدت امامت خود با چند تن از خلفاى عباسى معاصر بود که به ترتیب زمان عبارتند از:
1 - معتصم، برادر مأمون (217 - 227) (4)
2 - واثق، پسر معتصم (227 - 232).
3 - متوکل، برادر واثق (232 - 248).
4 - منتصر، پسر متوکل (6 ماه).
5 - مستعین، پسر عموى منتصر (248 - 252).
6 - معتزّ، پسر دیگر متوکل (252 - 255).
امام هادى در زمان خلیفه اخیر مسموم گردید و به شهادت رسید و در خانه خود به خاک سپرده شد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۲ ، ۲۰:۱۳
مجتبی مهرجو
بسم الله

وبلاگ جملات حکیمانه

گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه رود. با کاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مرکبی نداشت، پیاده سفر کرده و خدمت دیگران می کرد. تا در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع اوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت که از خجالت اهل و عیال در عدم کسب روزی به اینجا پناه اورده است و هفته ای است که خود و خانواده اش در گرسنگی به سر برده اند. شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو.


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۲ ، ۱۱:۲۷
مجتبی مهرجو

بنام خالق عشق

نقش مادران خانه دار در تربیت فرزندان

1-نقش مادر در تربیت و سازندگی انسان

«قوانین الهی از قبل از این که شما، انسان نطفه اش بیاید در این عالم؛ آن وقتی که ازدواج دونفر است، حالا شما یک آدم را در نظر بیاورید. قبل از این که ازدواج بکند، پدر و مادر، برای کیفیتش چه تهیه بشود که این بچه ای که می آید بچه سالم بیاید، بچه صحیح بیاید، دستور هست؛ دستور شرعی هست که چه جور اشخاصی باید انتخاب بشود، برای زن چه شوهر[ی] انتخاب بشود، برای شوهر چه جور زنی انتخاب بشود. و بعد هم که ازدواج واقع شد، در حال ازدواج هم تکالیف هست؛ و اینها همه برای رشد آن ثمره ای است که باید بیاید.
آن وقتی که بناست انعقاد نطفه بشود آداب دارد، چیزهایی در آن هست. همه برای این که رشد پیدا بشود، آن وقتی که وقت حمل مادر است، که آبستن است مادر به بچه، این هم آدابی دارد. آن وقتی که بچه می آید به دنیا، تربیت همان بچه کوچولویی که تازه متولد شده، کیفیت معاشرت مادر با آن بچه و تکالیف این مادر نسبت به آن بچه، باز یک چیزی دارد. هرچه بچه بزرگ می شود، تکالیف پدر و مادر نسبت به او زیادتر می شود.»(1)
مهم ترین و حساس ترین وظیفه بانوان تربیت فرزند است. در این باره هر چند پدر ومادر هر دو مسؤولیت دارند، ولی نقش مادر بیشتر و تربیت او مؤثرتر است و او اولین آموزگار است، ترقی و تنزل و پیشرفت و عقب ماندگی اجتماع در دست بانوان است.
این مادران هستند که می توانند با دانستن رمز و رموز تربیت و به کار بستن آن، فرزندان سعادتمند تربیت کنند و هم آنها هستند که با سرسری گرفتن و اهمال کاری، امر تربیت و یا ندانستن موازین و آداب تربیت، زمینه تباهی و فساد جامعه را فراهم سازند.
دل انسان در دوران کودکی صفحه ای است که هر نقشی را می پذیرد؛ هنگامی که در این رابطه از طرفی، ارتباطی را که مادر با فرزند دارد و از طرفی آمادگی کودک برای پذیرفتن هر نقشی را در نظر بگیریم، می بینیم اهمیت و ارزش گفتار مبارک حضرت پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)که فرمودند:«الجنة تحت اقدام الامهات »(2) یعنی بهشت زیر پای مادران است، را بهتر درک کنیم.
یعنی، اگر مادران، کودکان خود را امروز با ایمان، درستکار، شجاع، بلند همت، خوش اخلاق، خیرخواه، خدمتگزار، بردبار، ظلم ستیز و ...تربیت کنند، فردا با همین صفات عالی در جامعه ظاهر خواهند شد و جامعه ای با این مزایا به وجود خواهند آورد و فضای جامعه را فضای بهشت خواهند ساخت.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۲ ، ۱۰:۲۳
مجتبی مهرجو

بنام خالق عشق

به واسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال می شود و آن بر دو قسم است: دائم و غیر دائم. عقد دائم آن است که مدت زناشویی در آن معین نشود، و زنی را که به این قسم عقد می کنند دائمه گویند. و عقد غیر دائم آن است که مدت زناشویی در آن معین شود، مثلا زن را به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند، و زنی را که به این قسم عقد کنند متعه و صیغه می نامند.

احکام عقد

2363 در زناشویی چه دائم چه غیر دائم باید صیغه خوانده شود و تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد می خوانند یا دیگری را وکیل می کنند که از طرف آنان بخواند.

2364 وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم می تواند برای خواندن صیغه عقد از طرف دیگری وکیل شود.

2365 زن و مرد تا یقین نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است نمی توانند به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند، و گمان به این که وکیل صیغه را خوانده است کفایت نمی کند ولی اگر وکیل بگوید صیغه را خوانده ام کافی است.

2366 اگر زنی کسی را وکیل کند که مثلا ده روز او را به عقد مردی در آورد و ابتدای ده روز را معین نکند در صورتی که از گفته زن معلوم شود که به وکیل اختیار کامل داده، آن وکیل می تواند هر وقت بخواهد او را به عقد آن مرد در آورد واگر معلوم باشد که زن، روز یا ساعت معینی را قصد کرده، باید صیغه را مطابق قصد او بخواند.

2367 یک نفر می تواند برای خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود و نیز انسان می تواند از طرف زن وکیل شود و او را برای خود به طور دائم یا غیر دائم عقد کند، ولی احتیاط مستحب آن است که عقد را دو نفر بخوانند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۲ ، ۱۳:۴۷
مجتبی مهرجو

بنام خالق عشق

اهمیت ازدواج در اسلام 

ازدواج یکی از مستحبّات بسیار موکّد اسلام است و احادیث بسیاری از حضرت رسول اکرم و اهل بیت مکرّم آن حضرت ( سلام الله علیهم ) در رابطه با ترغیب و تشویق به ازدواج و انتقاد و مذمّت از ترک ازدواج صادر شده است .

حضرت رسول اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) فرمودند : « هیچ خانه ای در نزد خداوند ، بهتر از خانه ای که به وسیلة ازدواج برپا می شود و آباد می گردد ، نیست » .

و نیز آن حضرت فرمودند : « کسی که ازدواج کرد نصف دین خود را حفظ کرده است و مراقب نصف دیگر دین خود باشد » .

حضرت صادق ( علیه السّلام ) فرمودند : « دو رکعت نماز یک انسان متأهّل از 70 رکعت نمازی که شخص عَزَبْ بجا می آورد ، با فضیلّت تر است » .

حضرت رسول اکرم ( صلّی الله علیه و آله ) فرمودند : « پست ترین مُردگان شما افرادی هستند که از از دواج کردن خودداری کرده و عَزَب مانده اند » .

و اگر کسی بترسد که اگر ازدواج نکند در حرام می افتد ، ازدواج بر او واجب می شود .

بر اساس احادیث اهل بیت ( علیهم السّلام ) مخصوصاً ترک ازدواج بخاطر ترس از فقر و عدم امکانات اقتصادی ، مذموم است .

حضرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله ) فرمودند : « کسی که به واسطة ترس از فقر ترک ازدواج می کند نسبت به خداوند سوءظنّ( گمان بد) بکار برده است و خداوند متعال فرموده است : ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله یعنی اگر ازدواج کنندگان در فقر و مضیقة اقتصادی باشند خداوند آنها را از فضل و کرم خود بی نیاز خواهد کرد »

طبق احادیث اسلامی و این آیه از قرآن کریم ، ازدواج موجب از بین رفتن فقر و بوجود آمدن وسعت اقتصادی است . شخصی در محضر مبارک حضرت پیغمبر ( صلی الله علیه وآله ) از مضیقة اقتصادی شکایت کرد ، حضرتش فرمودند : « ازدواج کن تا مشکلات اقتصادی تو بر طرف شود » و این جریانات تا سه مرتبه تکرار شد و در هر دفعه آن حضرت وی را امر به ازدواج کرد و نیز آن حضرت فرمودند : « ازدواج کنید تا روزی شما وسعت پیدا بکند »

حضرت صادق ( علیه السّلام ) فرمودند : « افزایش روزی با ازدواج و داشتن اهل و عیال تَو‍أم است » .

در امر ازدواج باید قبل از هر چیز و بیش از همه به ایمان و تقوا و تعهّد اسلامی توجّهداشت .

رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند : « هنگامی که افرادی که از جهت اخلاق و تعهّد اسلامی و تدّین شایستگی دارند برای خواستگاری آمدند در ازدواج و وصلت با آنها جواب منفی ندهید و به ازدواج با آنها اقدام کنید و گرنه فتنه و فساد بزرگی دامنگیر جامعه خواهد شد »

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۲ ، ۱۳:۴۶
مجتبی مهرجو

بنام خالق عشق

عقد ازدواج بر دو نوع است:

 نوع اوّل: ازدواج دائم، آن است که مدّت زناشویى در آن معیّن نشود.

 نوع دوّم: ازدواج موقّت، آن است که مدّت زناشویى در آن معیّن شود، خواه این مدّت کوتاه باشد یا طولانى.

مسئله 1921- در زناشویى، چه دائم و چه غیر دائم، باید صیغه خوانده شود، و تنها راضى بودن زن و مرد کافى نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد مى‏خوانند یا دیگرى را وکیل مى‏کنند که از طرف آنان بخواند.

مسئله 1922- وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم مى‏تواند براى خواندن صیغه عقد از طرف دیگرى وکیل شود.

مسئله 1923- زن و مرد تا یقین نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است، به یکدیگر حلال‏نمى‏شوند و همین که وکیل‏بگوید صیغه را خوانده‏ام‏کافى‏است.

مسئله 1924- یک نفر مى‏تواند براى خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود، و نیز مرد مى‏تواند از طرف زن یا زن از طرف مرد وکیل شود و او را براى خود به طور دائم یا غیر دائم عقد کند.

 دستور خواندن عقد دائم

مسئله 1925- اگر صیغه دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگوید:

 «زَوَّجْتُکَ نَفْسى عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُومِ».

(یعنى خود را به همسرى تو درآوردم با مهریه معیّن) پس از آن مرد بگوید:

«قَبِلْتُ التَّزْویجَ».

(یعنى قبول کردم این ازدواج را) عقد صحیح است، و اگر دیگرى را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند، چنانچه وکیل زن بگوید:

«زَوَّجْتُ مَوکِّلَتى مُوَکِّلَکَ عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُومِ».

(یعنى وکیل خودم را به ازدواج وکیل تو درآوردم با مهریه معین)

و وکیل مرد بگوید:

«قَبِلْتُ لِمُوَکِّلى عَلَى الصَّداقِ».

(یعنى قبول نمودم این ازدواج را براى وکیل خودم با مهریه معین)

صحیح مى‏باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۲ ، ۱۳:۴۵
مجتبی مهرجو

بنام خالق عشق

به واسطۀ عقد ازدواج، زن و مرد به یکدیگر حلال مى‌شود، و آن بر دو قسم است:

نکاح دائم و نکاح موقّت:

نکاح دائم عقد ازدواجى است که مدّت زناشویى در آن به هیچ وجه محدود نباشد و زنى را که به این قسم عقد مى‌کنند «دائمه» مى‌گویند.

نکاح موقّت عقد ازدواجى است که مدّت زناشویى در آن معیّن شود، مثلًا زن را به مدّت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا یک سال یا بیشتر عقد نمایند و زنى را که به این قسم عقد کنند «متعه» و «صیغه» مى‌نامند.

احکام عقد نکاح‌

مسأله 2372- در زناشویى چه دائم و چه موقّت باید صیغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد یا معاطات و کتابت کافى نیست، مگر درباره شخص لال که اگر مى‌تواند بنویسد، با نوشته و اگر نمى‌تواند، با اشاره، انشاء عقد ازدواج مى‌نماید و احتیاط مستحبّ آن است که اگر بتواند، کسى را که قادر به خواندن عقد است وکیل کند.

صیغۀ عقد ازدواج را یا خود زن و مرد مى‌خوانند یا دیگرى را وکیل مى‌کنند که از طرف آنان بخواند، یا ولىّ کسى صیغه عقد را براى او مى‌خواند یا دیگرى را وکیل مى‌کند.

مسأله 2373- وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم مى‌تواند براى خواندن صیغه عقد از طرف دیگرى وکیل شود؛ بلکه بچۀ ممیّز نیز مى‌تواند براى خواندن صیغه وکیل شود.

مسأله 2374- زن و مرد تا اطمینان نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است، یا‌ به دلیل معتبرى همچون گفتار دو شاهد عادل ثابت نشده باشد که صیغه خوانده شده، نمى‌توانند به احکام زناشویى عمل کنند، مثلًا به یکدیگر نگاه محرمانه نمایند و گمان به این که وکیل صیغه را خوانده است کفایت نمى‌کند، و اگر وکیل بگوید صیغه را خوانده‌ام، بنا بر احتیاط واجب تا از گفتۀ وى به خواندن صیغه اطمینان حاصل نشود، گفتۀ وکیل کفایت نمى‌کند و اگر اطمینان شخصى یا نوعى حاصل شود که وکیل عقد را خوانده و شک داشته باشیم که درست خوانده یا خیر، عقد خوانده شده شرعاً صحیح به شمار مى‌آید.

مسأله 2375- اگر زنى کسى را وکیل کند که مثلًا ده روزه او را به عقد مردى درآورد، و ابتداى ده روز را معیّن نکند، آن وکیل در صورت امکان نباید بیش از مقدارى که معمول است خواندن عقد را به تأخیر بیندازد، مگر قرینه‌اى در کار باشد که در این صورت مى‌تواند هر مقدارى که قرینه دلالت مى‌کند خواندن عقد را به تأخیر بیندازد، در هر حال بنا بر احتیاط واجب باید ابتداى ده روز را همان زمان عقد قرار دهد.

مسأله 2376- یک نفر مى‌تواند براى خواندن صیغۀ عقد دائم یا موقّت از طرف دو نفر وکیل شود، هر چند احتیاط مستحبّ آن است که عقد را دو نفر بخوانند، ولى عقد شوهر به وکالت از طرف زن و عقد زن به وکالت از طرف شوهر به احتیاط واجب صحیح نیست، خواه وکالت در ایجاب باشد یا در قبول، حتّى اگر عقد را دو نفر بخوانند، مثل این که مرد وکیل زن باشد و زن وکیل مرد باشد یا شخص دیگرى را براى خود وکیل نماید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۲ ، ۱۳:۴۴
مجتبی مهرجو

بنام خالق عشق


    عقد نکاح یا ازدواج عقدى است که به وسیله آن زن به مرد حلال مى شود و آن بر دو قسم است :
    1 ـ عقد دائم ؛ و آن عبارت است از ازدواجى که مدت در آن معین نشود و زنى را که به این صورت عقد مى کنند « دائمه » گویند.
    2 ـ عقد غیردائم ؛ و آن عبارت است از ازدواجى که مدت در آن معین شود و زنى را که به این صورت عقد کنند « متعه » یا « صیغه » مى نامند، مثل آن که به مدت یک ساعت یا یک روز یا یک ماه یا بیشتر عقد نمایند.

احکام عقد
    « 66 » در زناشویى دائم یا غیر دائم، باید صیغه عقد خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد کافى نیست، و صیغه را یا خود زن و مرد مى خوانند، یا دیگرى را وکیل مى کنند که از طرف آنان بخواند.
    « 67 » وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم مى تواند براى خواندن صیغه از طرف دیگرى وکیل شود.
    « 68 » اگر زن کسى را وکیل کند که او را مثلاً ده روز به عقد مردى در آورد و ابتداى ده روز را معین نکند، در صورتى که از گفته زن معلوم شود که به وکیل اختیار کامل داده، آن وکیل مى تواند هر وقت که بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد، و اگر معلوم باشد که زن، روز یا ساعت معینى را قصد کرده، باید صیغه را مطابق قصد او بخواند.

صیغه عقد دائم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۲ ، ۱۳:۴۲
مجتبی مهرجو