روح الله مهرجو کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

لَبَّیکَ الّلهُمَّ لَبَّیکَ، لَبَّیکَ لاشَریکَ لَکَ لَبَّیکَ، إنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَکَ وَالْمُلکَ، لاشَریکَ لَکَ لَبَّیکَ

روح الله مهرجو کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

لَبَّیکَ الّلهُمَّ لَبَّیکَ، لَبَّیکَ لاشَریکَ لَکَ لَبَّیکَ، إنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَکَ وَالْمُلکَ، لاشَریکَ لَکَ لَبَّیکَ

روح الله مهرجو کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی
این وبلاگ کاملا شخصی می باشد
mehrjoor.ir
آخرین نظرات
جمعه, ۲۶ مهر ۱۳۹۲، ۰۱:۴۵ ب.ظ

احکام ازدواج _ آیة الله مظاهری

بنام خالق عشق

عقد ازدواج بر دو نوع است:

 نوع اوّل: ازدواج دائم، آن است که مدّت زناشویى در آن معیّن نشود.

 نوع دوّم: ازدواج موقّت، آن است که مدّت زناشویى در آن معیّن شود، خواه این مدّت کوتاه باشد یا طولانى.

مسئله 1921- در زناشویى، چه دائم و چه غیر دائم، باید صیغه خوانده شود، و تنها راضى بودن زن و مرد کافى نیست و صیغه عقد را یا خود زن و مرد مى‏خوانند یا دیگرى را وکیل مى‏کنند که از طرف آنان بخواند.

مسئله 1922- وکیل لازم نیست مرد باشد، زن هم مى‏تواند براى خواندن صیغه عقد از طرف دیگرى وکیل شود.

مسئله 1923- زن و مرد تا یقین نکنند که وکیل آنها صیغه را خوانده است، به یکدیگر حلال‏نمى‏شوند و همین که وکیل‏بگوید صیغه را خوانده‏ام‏کافى‏است.

مسئله 1924- یک نفر مى‏تواند براى خواندن صیغه عقد دائم یا غیر دائم از طرف دو نفر وکیل شود، و نیز مرد مى‏تواند از طرف زن یا زن از طرف مرد وکیل شود و او را براى خود به طور دائم یا غیر دائم عقد کند.

 دستور خواندن عقد دائم

مسئله 1925- اگر صیغه دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگوید:

 «زَوَّجْتُکَ نَفْسى عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُومِ».

(یعنى خود را به همسرى تو درآوردم با مهریه معیّن) پس از آن مرد بگوید:

«قَبِلْتُ التَّزْویجَ».

(یعنى قبول کردم این ازدواج را) عقد صحیح است، و اگر دیگرى را وکیل کنند که از طرف آنها صیغه عقد را بخواند، چنانچه وکیل زن بگوید:

«زَوَّجْتُ مَوکِّلَتى مُوَکِّلَکَ عَلَى الصَّداقِ الْمَعْلُومِ».

(یعنى وکیل خودم را به ازدواج وکیل تو درآوردم با مهریه معین)

و وکیل مرد بگوید:

«قَبِلْتُ لِمُوَکِّلى عَلَى الصَّداقِ».

(یعنى قبول نمودم این ازدواج را براى وکیل خودم با مهریه معین)

صحیح مى‏باشد.

دستور خواندن عقد غیر دائم

مسئله 1926- اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دائم را بخوانند، بعد از آنکه مدّت و مهر را معیّن کردند، چنانچه زن بگوید:

«زَوَّجْتُکَ نَفْسى فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ».

(یعنى خود را به همسرى تو درآوردم براى مدّت معین، با مهریه معین)

بعد مرد بگوید:

«قَبِلْتُ»

صحیح است، و اگر دیگرى را وکیل کنند و وکیل زن به وکیل مرد بگوید:

«زَوَّجْتُ مَوَکِّلَتى مُوَکِّلَکَ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ».

(یعنى وکیل خودم را به ازدواج وکیل تو درآوردم در مدّت معین، با مهریه معین)

و وکیل مرد بگوید:

«قَبِلْتُ لِمُوَکِّلى هکَذا».

صحیح مى‏باشد.

سئله 1927 - عقد ازدواج، شش شرط دارد:

 اوّل: صیغه را به عربى صحیح همراه با قصد انشاء بخوانند و در صورتى که نتوانند به عربى صحیح بخوانند باید براى خواندن صیغه وکیل بگیرند و اگر وکیل گرفتن هم ممکن نباشد و ضرورتى در کار باشد، خواندن صیغه به زبان دیگر اشکال ندارد.

دوّم: کسى که صیغه را مى‏خواند باید قصد انشا داشته باشد یعنى قصدش این باشد که با گفتن این الفاظ ازدواج حاصل شود.

 سوّم: کسى که صیغه را مى‏خواند باید رشید باشد.

 چهارم: وکیل یا ولى در اجراى صیغه عقد، باید زن و شوهر را معیّن کنند.

 پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند.

 ششم: صیغه عقد باید صحیح خوانده شود و اگر طورى غلط بخوانند که معناى آن را عوض کند، عقد باطل است، امّا اگر معنى عوض نشود اشکال ندارد.

مسئله 1928- کسى که دستور زبان عربى را نمى‏داند، اگر قرائتش صحیح باشد و معناى هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نماید و قصد انشا هم داشته باشد مى‏تواند عقد را بخواند.

مسئله 1929- اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد کنند و بعد از آن زن و مرد بگویند به آن عقد راضى هستیم، عقد صحیح است.

مسئله 1930- اگر زن و مرد یا یکى از آن دو را به ازدواج مجبور نمایند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگویند به آن عقد راضى هستیم، عقد صحیح است.

مسئله 1931- پدر و جدّ پدرى مى‏توانند براى فرزند غیر رشید خود همسر اختیار کنند و بعد از آنکه آن طفل رشید گردید نباید آن را به هم بزند مگر اینکه مفسده‏اى داشته باشد، و مخارج و مهریّه زن به عهده پسر مى‏باشد، ولى اگر در حال عقد، طفل مالى نداشته باشد، مهر به عهده ولىّ اوست.

مسئله 1932- دخترى که رشیده است، یعنى مصلحت خود را تشخیص مى‏دهد، چنانچه باکره باشد، باید با اجازه پدر ازدواج نماید، ولى اگر همسر مناسبى براى دختر پیدا شود و پدر مخالفت کند، اجازه او شرط نیست. همچنین اگر به پدر یا جدّ پدرى دسترسى نباشد یا دختر قبلاً شوهر کرده و بکارتش از بین رفته باشد، اجازه پدر لازم نیست.

 عیوبى که بخاطر آن مى‏توان عقد را بر هم زد

مسئله 1933- اگر مرد بعد از عقد بفهمد که زن یکى از این هفت عیب را دارد و این عیبها قبل از عقد بوده، مى‏تواند عقد را به هم بزند و بدون طلاق از او جدا شود:

 اوّل: دیوانگى.

 دّوم: مرض خوره.

 سوّم: مرض بَرَص.

 چهارم: کورى.

 پنجم: شل بودن به طورى که معلوم باشد.

 ششم: افضا شده‏ یعنى راه بول و حیض یا راه حیض و غائط او یکى شده باشد.

 هفتم: گوشت یا استخوان یا غدّه‏اى در فرج او باشد که مانع نزدیکى شود.

مسئله 1934- اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهر او دیوانه است یا آلت مردى ندارد یا عِنّین است و نمى‏تواند نزدیکى نماید یا تخمهاى او را کشیده‏اند، در صورتى که این عیبها قبل از عقد بوده، مى‏تواند عقد را به هم بزند و بدون طلاق از او جدا شود.

مسئله 1935- اگر یکى از عیبهایى که گفته شد در مرد یا زن بعد از عقد پیدا شود مى‏تواند با طلاق یا مراجعه به حاکم شرع از هم جدا شوند و بدون طلاق نمى‏توانند از هم جدا شوند.

مسئله 1936- اگر مرد یا زن، به واسطه یکى از عیبهایى که در مسائل پیش گفته شد، عقد را به هم بزند باید بدون طلاق از هم جدا شوند.

مسئله 1937- اگر به واسطه آنکه مرد عنّین است و نمى‏تواند وطى و نزدیکى کند، زن عقد را به هم بزند، شوهر باید نصف مهر را بدهد، ولى اگر به واسطه یکى از عیبهاى دیگرى که گفته شد، مرد یا زن عقد را به هم بزند، چنانچه مرد با زن نزدیکى نکرده باشد، چیزى بر او نیست، و اگر نزدیکى کرده، باید تمام مهر را بدهد.

 کسانى که ازدواج با آنها حرام است

مسئله 1938- ازدواج با کسانى که با انسان محرم هستند حرام است.

مسئله 1939- مادر و جدّه پدرى و مادرى هرچه بالا روند، و دختر و نوه دخترى و پسرى هرچه پایین آیند، خواهر، دختر خواهر و دختر برادر، هرچه پایین آیند و عمّه و خاله و عمّه و خاله پدر و مادر هرچه بالا روند و زنِ پسر و زن پدر و مادر زن هرچه بالا رود و دختر زن پس از نزدیکى با مادرش، و نوه پسرى و دخترى آن زن به مرد محرم مى‏باشند.

مسئله 1940- پدر و جدّ هر چه بالا روند، پسر، نوه دخترى و پسرى هرچه پایین آیند، برادر و پسر برادر و پسر خواهر، هرچه پایین آیند، عمو و دایى و عمو و دایى پدر و مادر هرچه بالا روند و پدر و جدّ شوهر هرچه بالا روند و پسر و نوه پسرى و دخترى شوهر هرچه پایین آیند و داماد و شوهر مادر بعد از نزدیکى با مادر، به زن محرم مى‏باشند.

مسئله 1941- اگر با زنى که براى خود عقد کرده نزدیکى نکرده باشد، تا وقتى که آن زن در عقد اوست نمى‏تواند با دختر او ازدواج کند، گرچه محرم او نیست.

مسئله 1942- اگر زنى را براى خود عقد کند، تا وقتى که آن زن در عقد اوست نمى‏تواند با خواهر آن زن ازدواج نماید.

مسئله 1943- اگر زن را طلاق رجعى دهد، در بین عدّه نمى‏تواند خواهر او را عقد نماید.

مسئله 1944- انسان نمى‏تواند بدون اجازه زن خود با خواهرزاده و برادرزاده او ازدواج کند، ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نماید و بعداً زن بگوید به آن عقد راضى هستم اشکال ندارد.

مسئله 1945- اگر انسان پیش از آنکه دختر عمّه یا دختر خاله خود را بگیرد با مادر آنان زنا کند، دیگر نمى‏تواند با آنان ازدواج نماید، ولى اگر بعد از ازدواج با آنان با مادرشان زنا کند آنها بر او حرام نمى‏شوند.

مسئله 1946- اگر با زنى غیر از عمّه و خاله خود زنا کند، مکروه است با دختر یا مادر او ازدواج نماید، امّا اگر او را عقد نماید و بعد با مادر یا دختر او زنا کند آن زن بر او حرام نمى‏شود.

مسئله 1947- مرد شیعه مى‏تواند با زن سنّى ازدواج کند و همچنین زن شیعه مى‏تواند به عقد سنّى درآید ولى سزاوار نیست که این کار عملى شود.

مسئله 1948- زن مسلمان نمى‏تواند به عقد کافر درآید. مرد مسلمان هم نمى‏تواند با زنهاى کافر به طور دائم ازدواج کند، ولى صیغه کردن زنهاى اهل کتاب مانند یهود و نصارى و مجوس، مانعى ندارد.

مسئله 1949- اگر با زنى که در عدّه طلاق رجعى است زنا کند، آن زن بر او حرام ابدى مى‏شود، ولى اگر با زنى که در عدّه متعه، یا طلاق بائن، یا عدّه وفات است یا شوهر دارد، زنا کند، بعداً مى‏تواند او را عقد نماید، گرچه مطلقاً پرهیز از این ازدواج سزاوار است.

مسئله 1950- اگر با زن بى‏شوهرى که در عدّه نیست زنا کند بعداً مى‏تواند آن زن را براى خود عقد نماید ولى بهتر است که صبر کند تا آن زن حیض ببیند، و همچنین است اگر دیگرى بخواهد آن زن را عقد کند.

مسئله 1951- اگر زنى را که شوهر دارد یا در عدّه دیگرى است براى خود عقد کند، چنانچه مرد و زن یا یکى از آنان بدانند که عدّه زن تمام نشده یا بدانند که عقد کردن زن در عدّه حرام است، آن زن بر او حرام ابدى مى‏شود، اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکى نکرده باشد، ولى چنانچه هیچ کدام نمى‏دانسته‏اند، در صورتى که مرد با او نزدیکى کرده باشد، آن زن بر او حرام مى‏شود.

مسئله 1952- زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى‏شود، و چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقى باشد بهتر است که شوهر او را طلاق دهد، ولى باید مهرش را بدهد.

مسئله 1953- زنى را که طلاق داده‏اند و زنى که صیغه بوده و شوهرش مدّت او را بخشیده یا مدّتش تمام شده، چنانچه بعد از مدّتى شوهر کند و بعد شکّ کند که موقع عقد شوهر دوّم عدّه شوهر اوّل تمام بوده یا نه، باید به شکّ خود اعتنا نکند.

 مسئله 1954- مادر و خواهر و دختر پسرى که لواط داده بر لواط کننده حرام است، ولى اگر گمان کند که دخول شده، یا شکّ کند که دخول شده یا نه، بر او حرام نمى‏شوند.

مسئله 1955- اگر با مادر یا خواهر یا دختر کسى ازدواج نماید و بعد از ازدواج با آن کس لواط کند، آنها بر او حرام نمى‏شوند.

مسئله 1956- اگر کسى در حال احرام - که یکى از کارهاى حجّ است - ازدواج کند عقد او باطل است و چنانچه مى‏دانسته که ازدواج نمودن در حال احرام حرام است، دیگر نمى‏تواند با او ازدواج نماید، و فرقى نمى‏کند که هر دو در حال احرام باشند یا یکى از آنان.

مسئله 1957- اگر مرد یا زن طواف نساء را - که یکى از کارهاى حجّ است - به جا نیاورد، همسرش بر او حلال نمى‏شود، و نیز نمى‏تواند همسر دیگرى هم بگیرد، تا وقتى که طواف نساء را انجام دهد.

مسئله 1958- اگر کسى دختر نابالغى را براى خود عقد کند و پیش از آنکه نُه سال دختر تمام شود با او نزدیکى و دخول کند، چنانچه او را افضا نماید هیچ وقت نباید با او نزدیکى کند.

مسئله 1959- زنى را که سه مرتبه طلاق داده‏اند بر شوهرش حرام مى‏شود. ولى اگر با شرایطى که در کتاب طلاق گفته مى‏شود با مرد دیگرى ازدواج کند، شوهر اوّل مى‏تواند پس از طلاق شوهر دوم، دوباره او را براى خود عقد نماید.

مسئله 1960- اگر زن انسان از شوهر دیگرش دخترى داشته باشد، انسان مى‏تواند آن دختر را براى پسر خود که از آن زن نیست عقد کند، و نیز اگر دخترى را براى پسر خود عقد کند مى‏تواند با مادر آن دختر ازدواج کند.

  احکام عقد

مسئله 1961- زن باید براى هر لذّت جنسى متعارف تسلیم شوهر باشد مگر اینکه عذرى داشته باشد، و اگر عقد دائمى است باید بیرون رفتن او از منزل با اجازه شوهر باشد ولى در کارهاى دیگرش که منافى با لذّت جنسى شوهرش نیست اجازه او لازم نیست.

مسئله 1962- اگر زن در کارهایى که در مسئله پیش گفته شد از شوهر اطاعت نکند گناهکار است و حقّ غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد ولى مهر او از بین نمى‏رود.

مسئله 1963 - تهیه مخارج زن اگر عقد دائمى باشد مطابق معمول بر شوهر واجب است، و اگر تهیه نکند بدهکار او خواهد بود مگر اینکه زن راضى به آن زندگى باشد.

مسئله 1964- چون عقد ازدواج معمولاً مبنى بر خانه‏دارى زن و بچه‏دارى و شیردادن او انجام مى‏گیرد، بنابراین خانه‏دارى و بچه‏دارى و شیردادن مطابق معمول به عهده زن مى‏باشد، مگر اینکه در ضمن عقد شرط کند که چنین وظیفه‏اى نداشته باشد یا حق‏الزحمة خود را در برابر این کارها بگیرد.

مسئله 1965- هرگاه شوهر خرجى زن را ندهد، زن مى‏تواند بدون اجازه از مال او بردارد.

مسئله 1966- هرگاه مرد حقوقى را که زن بر او دارد ترک نماید، رعایت حقوق شوهر بر زن لازم نیست.

مسئله 1967- مرد نمى‏تواند زن خود را به طورى ترک کند که نه مثل زن شوهردار باشد و نه مثل زن بى‏شوهر، لکن واجب نیست هر چهار شب یک شب نزد او بماند، ولى باید اقلاً هر چهار ماه یک مرتبه با او نزدیکى کند.

مسئله 1968- ازدواج موقّت اگرچه براى لذّت بردن هم نباشد مثلاً به قصد محرم شدن با نزدیکان آن دختر باشد صحیح است.

مسئله 1969- اگر زن در ضمن عقد با شوهر شرطى کند نظیر اینکه با او نزدیکى نکند، یا او را از شهر خودش بیرون نبرد، یا زن دیگرى نگیرد یا بعد از مرگ او مقدار معیّنى از سرمایه مرد مال زن باشد و مانند اینها و مرد قبول کند، باید به آن شرط عمل کند.

مسئله 1970- زن و مرد در ازدواج موقّت هیچ حقّى جز لذّت جنسى به یکدیگر پیدا نمى‏کنند، بنابراین زن بدون اجازه شوهر مى‏تواند از خانه بیرون برود، و از شوهر ارث نمى‏برد و شوهر هم از او ارث نمى‏برد و نفقه هم ندارد گرچه آبستن شود.

مسئله 1971- زنى که صیغه شده اگر نداند که حقّ خرجى و همخوابى و مانند اینها ندارد عقد او صحیح است و براى آنکه نمى‏دانسته، حقّى به شوهر پیدا نمى‏کند.

مسئله 1972- پدر و جدّ پدرى و حاکم شرع (اگر پدر و جدّ پدرى نباشند) مى‏توانند براى محرم شدن، زنى را به عقد پسر کوچک خود درآورند، و نیز مى‏توانند دختر کوچک خود را براى محرم شدن به‏عقد کسى در آورند، چه عقد دائم و چه عقد موقّت.

مسئله 1973- مرد در ازدواج موقّت مى‏تواند مدّت را ببخشد و بخشیدن او به منزله طلاق است، ولى شرایط طلاق را ندارد و لازم نیست مثلاً در ایّام پاکى باشد.

مسئله 1974- در ازدواج موقّت باید وقت و مقدار آن تعیین شود و اگر وقت یا مقدار آن تعیین نشود عقد باطل است.

مسئله 1975- مرد مى‏تواند زنى را که متعه او بوده یا طلاقش داده دوباره به عقد دائم یا موقّت خود درآورد اگرچه هنوز عدّه‏اش تمام نشده باشد، و نیز مى‏تواند زنى را که با او ازدواج موقّت نموده به عقد دائم خود درآورد گرچه بهتر است اوّل باقیمانده مدّت را ببخشد.

مسئله 1976- کسى که به واسطه نداشتن زن یا شوهر به حرام مى‏افتد، که اگر همسر داشت معمولاً آن گناه را انجام نمى‏داد در صورتى که قدرت داشته باشد واجب است ازدواج کند.

مسئله 1977- اگر بعد از عقد معلوم شود که دختر باکره نبوده است نمى‏تواند عقد را به هم بزند مگر با طلاق، ولى مى‏تواند تفاوت بین باکره و غیرباکره را از مهر کم کند.

 مسئله 1978- اگر مرد و زن نامحرم در جایى باشند در صورتى که در معرض این باشند که به حرام بیفتند یا احتمال فساد برود، باید از آنجا بیرون بروند.

مسئله 1979- اگر مرد یا زن مسلمانى کافر شود (مسلمان‏زاده باشند یا کافرزاده) ازدواج آنها باطل مى‏شود، و اگر مرد کافر شود زن باید عدّه وفات بگیرد، و بعد مى‏تواند با دیگرى ازدواج کند، و اگر زن یائسه باشد یا هنوز نزدیکى با او نشده باشد، عدّه هم ندارد.

مسئله 1980- اگر مرد یا زن مسلمانى کافر شود و دوباره مسلمان شود مى‏تواند با همان همسر اوّلى به عقد جدید ازدواج کند گرچه آن زن هنوز در عدّه باشد، چنانکه مى‏توانند همسر جدید انتخاب کنند.

مسئله 1981- فرزندى که از راه نامشروع منعقد شده باشد (ولدالزنا) جایز نیست او را سقط کنند و فرزند آن زن و مرد حساب مى‏شود ولى از آنها ارث نمى‏برد و مسلمان است و مى‏تواند زن مسلمان بگیرد و اگر زن بگیرد و بچه‏اى پیدا کند، آن بچّه حلال‏زاده است.

مسئله 1982- اگر کسى با زنى به خیال اینکه زن اوست نزدیکى کند و یا با زنى به خیال اینکه در عدّه کسى نیست ازدواج کند یا در روز ماه رمضان یا در حال حیض با زن خود نزدیکى کند بچه‏اى که از آنها به دنیا مى‏آید حلال‏زاده است و همچنین اگر کسى با زنى زنا کند چنانچه بعد او را عقد کند و بچه‏اى از آنان پیدا شود در صورتى که ندانند از نطفه حلال است یا حرام، آن بچّه حلال‏زاده است.

مسئله 1983- اگر زن بگوید یائسه‏ام، یا شوهر ندارم یا در عدّه نیستم، یا حیض نیستم، یا خواهر رضاعى تو نیستم و مانند اینها، اگر لااُبالى در دین نباشد، مى‏توان حرف او را قبول کرد.

مسئله 1984- اگر شخص غیرثقه‏اى بگوید زن شوهر دارد ولى خود زن بگوید شوهر ندارم حرف زن مقدّم است.

مسئله 1985- لازم است مخصوصاً بر پدر و مادر که براى پسران و دختران خود که احتیاج به همسر دارند، همسر انتخاب کنند و در روایات ما ثواب فراوانى بر این کار مترتّب شده است.

مسئله 1986- زنى که یقین دارد شوهرش در سفر مرده، اگر بعد از عدّه وفات شوهر کند و شوهر اوّل از سفر برگردد، باید از شوهر دوّم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است، ولى اگر شوهر دوّم با او نزدیکى کرده باشد، زن باید عدّه نگهدارد و شوهر دوّم باید مهر او را مطابق زنهایى که مثل او هستند بدهد ولى خرج عدّه ندارد.

مسئله 1987- اگر شوهر مفقود الاثر شد، زن او مى‏تواند به حاکم شرع مراجعه کند و اگر حاکم شرع او را طلاق داد و بعد از عدّه شوهر اوّل او آمد حقّى بر زن ندارد، و اگر آن زن ازدواج کرده باشد همسر شوهر دوّم است.

  مهریه

مسئله 1988- هر چیزى را که مالیّت داشته باشد مى‏توان مهر قرار داد، کم باشد یا زیاد، عین باشد یا منفعت، حتّى تعلیم قرآن و یا صنعت دیگرى را هم مى‏توان مهر قرار داد، و در عقد دائم خوب است بیشتر از مهر السّنه حضرت زهرا علیها السلام (پانصد درهم) نباشد که تقریباً دویست و شصت مثقال نقره مى‏شود.

مسئله 1989- اگر در عقد مهر را معیّن نکنند و یا چیز حرامى را مهر قرار دهند نظیر آلات قمار عقد صحیح است و باید مهر او مطابق مهر زنهایى که مثل او هستند داده شود.

مسئله 1990- اگر مرد مهر زن را در عقد معیّن کند و قصدش این باشد که آن را ندهد عقد صحیح است ولى مهر را باید بدهد.

مسئله 1991- اگر موقع خواندن عقد براى دادن مهر مدتى معیّن نکرده باشند زن هر وقت بخواهد مى‏تواند مطالبه مهر کند مگر اینکه شوهر توانایى دادن آن را نداشته باشد.

مسئله 1992- اگر در ازدواج دائم طلاق دهد یا در ازدواج موقّت مدّت را ببخشد یا مدّت تمام شود باید تمام مهر، و اگر نزدیکى نکرده نصف آن را بدهد.

مسئله 1993- کسى که ازدواج مى‏نماید مهریه بر عهده خود اوست نه بر عهده دیگرى، مگر اینکه دیگرى نظیر پدر ضمانت کرده باشد و آنچه در میان بعضى از مردم معمول است که مهریه عروس را پدر داماد مى‏دهد از این قبیل است، ولى اگر در حال صغر، پدر یا جدّ، براى او عیال بگیرد و در آن حال صغیر مال نداشته باشد بر عهده پدر یا جدّ است.

 مسئله 1994- اگر چیزى نظیر خانه، زمین، فرش و مانند اینها را مهر قرار دادند و بعد از مدّتى قیمت آن بالا رفت یا پایین آمد، قیمت فعلى آن ملاک است و اگر مهر را پول قرار داده باشند ارزش وقت عقد ملاک است مثلاً اگر ده هزار تومان مهر قرار داده باشند که در زمان عقد قدرت خریدِ او ده مثقال طلا است، در وقت اداى مهر باید قیمت ده مثقال طلا را بدهد و خوب است با یکدیگر مصالحه نمایند. به عبارت دیگر مهریه اگر خانه و زمین و مانند اینها است، همان باید ادا شود و اگر پول است، باید به پولِ روز ادا شود و قدرت خرید مراعات گردد.

مسئله 1995- زوجه، بیش از آنچه که در عقد ذکر شده حقّ مطالبه ندارد مگر آنکه به یکى از عقود لازمه زوج متعهد شده باشد چیز دیگرى علاوه بر مهر بپردازد.

مسئله 1996- اگر کسى زنى را به عقد خود در آورد و قبل از دخول فوت کند نصف مهر را مى‏برد.

مسئله 1997- اگر زنى به دیگرى وکالت دهد که او را با مهر معیّنى به عقد شخص دیگرى در بیاورد، اگر وکیل مهر را کمتر یا زیادتر کند، این عقد فضولى است و منوط به اجازه زن است، اگر قبول کرد عقد صحیح است و الّا باطل است.

مسئله 1998- اگر زوج به غیر از دخول مثلاً با انگشت بکارت زن را بردارد تمام مهر را بدهکار مى‏شود، چه زن راضى به این کار باشد یا نباشد.

مسئله 1999- هرگاه زوج و زوجه اختلاف در پرداخت، یا نوع، یا مقدار آن و مانند اینها داشته باشند، باید به حاکم شرع مراجعه شود.

 مسئله 2000 - شیربها که در میان بعضى از مردم معمول است دین است که باید پرداخته شود.

مسئله 2001- آنچه شوهر براى زن تهیه مى‏کند، نظیر طلا، لباس و مانند اینها، چه قبل از عروسى چه بعد از عروسى، چون تملیک نیست مال شوهر است و همچنین چیزهایى که زن براى شوهر تهیه مى‏کند مال خود اوست، ولى اگر آن چیزها تلف شود هیچ کدام ضامن نیستند.

  احکام اولاد

مسئله 2002- حقّ اولاد بر پدر و مادر، چهار حقّ است:

 1 - ختنه کردن او.

 2 - تربیت صحیح.

 3 - آموختن خواندن و نوشتن و احکام دین به او به اندازه‏اى که مورد احتیاج اوست.

 4 - همسر دادن به او در موقع احتیاج.

مسئله 2003- بعد از ولادت نوزاد هفت مورد مستحب است:

 1 - غسل دادن نوزاد.

 2 - پوشاندن جامه سفید به او.

 3 - گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او.

 4 - برداشتن کام او با تربت حضرت ابى عبداللَّه الحسین‏علیه السلام یا با آب فرات یا آب باران یا خرما.

 5 - انتخاب نام خوب براى او، مخصوصاً نام چهارده معصوم‏علیهم السلام .

 6 - دادن ولیمه.

 7 - تراشیدن سر او و به وزن موهاى سر او طلا یا نقره صدقه دادن.

 8 - عقیقه دادن (یعنى کشتن شتر یا گاو یا گوسفند) و آن از مستحبّات مؤکّد است و بهتر است شرایط قربانى (حیوان سالم و بى‏عیب و چاق و پرگوشت و اقلاً شتر پنج ساله و گاو دو ساله و گوسفند یک ساله باشد) در آن رعایت شود و استخوانهاى آن را نشکنند، و خوب است عقیقه براى پسر، نر و براى دختر، ماده باشد، و عقیقه را آب گوشت کنند و عدّه‏اى را (حدّاقلّ ده نفر) دعوت کنند تا از آن بخورند و خوب است پدر و مادر از آن نخورند.

مسئله 2004- حفظ و پرورش پسر تا دو سال و دختر تا هفت سال حقّ مادر است، به شرط اینکه رشید و مسلمان باشد و به دیگرى شوهر نکرده باشد، ولى اگر پدر مرده باشد، مادر هر چند شوهر کرده باشد بر جدّ و دیگران مقدّم است.

احکام شیر دادن

مسئله 2005- هرگاه زنى بچّه‏اى را شیر دهد آن بچّه به حکم بچّه حقیقى آن زن و شوهر آن زن است، بنابراین فرزندان آن زن به منزله خواهر و برادر آن بچّه محسوب مى‏شوند، و برادرش دایى و خواهر او خاله و برادر آن مرد عمو و خواهرش عمه او، و به طور کلى هر کس بر فرزندان حقیقى آن مرد و زن محرم مى‏باشد بر این بچّه نیز محرم مى‏شود، بنابراین پدر آن بچّه نمى‏تواند با دخترهایى که از زن شیر دهنده و شوهر اوست ازدواج کند، (زیرا خواهرهاى دختر او محسوب مى‏شوند).

مسئله 2006- اگر زنى بچه‏اى را شیر دهد به پدر و برادرهاى واقعى آن بچّه محرم نمى‏شود چنانکه شوهر آن زن که شیر مال اوست به مادر و خواهرهاى واقعى آن بچّه محرم نمى‏شود، و به طور کلى هیچ یک از محرمهاى واقعى آن بچّه به محرمهاى رضاعى آن بچّه محرم نمى‏شوند، بنابراین شوهر آن زن که صاحب شیر است، مى‏تواند با مادر و خواهرهاى واقعى آن بچّه ازدواج کند چنانکه آن زن مى‏تواند با پدر و برادرهاى آن بچّه ازدواج کند.

مسئله 2007- اگر زنى بچّه دختر خود را شیر کامل دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‏شود و همچنین است اگر بچه‏اى را که شوهر دخترش از زن دیگر دارد شیر دهد (زیرا زن او خواهر دختر او محسوب مى‏شود)، ولى اگر بچّه پسر خود را شیر کامل دهد زن پسرش بر او حرام نمى‏شود، چنانکه اگر گاه گاهى بچّه دختر خود را یا بچّه شوهر دخترش را شیر دهد مانعى ندارد.

مسئله 2008- اگر زن پدر دخترى، بچّه شوهر آن دختر را از شیر آن پدر شیر دهد، آن دختر به شوهر خود حرام مى‏شود چه بچّه از همان دختر یا زن دیگر شوهر او باشد.

  شرایط شیر دادن

مسئله 2009- شیر دادنى که علّت محرم شدن است، شش  شرط دارد:

 اوّل: شیر از ولادت باشد، بنابراین اگر پستان بدون ولادت بچه، شیر پیدا کند و کودکى از او بخورد سبب محرمیّت نمى‏شود.

 دوّم: شیر آن زن از حرام نباشد، پس اگر شیر بچه‏اى را که از زنا به دنیا آمده به بچّه دیگر بدهند، به واسطه آن شیر بچّه به کسى محرم نمى‏شود.

 سوّم: بچّه شیر را از پستان بمکد، پس اگر شیر را در شیشه بریزند و به بچّه بدهند نتیجه ندارد.

 چهارم: بچّه به واسطه مرض شیر را قى نکند.

 پنجم: پانزده مرتبه، یا یک شبانه روز شیر سیر بخورد یا مقدارى شیر به او بدهند که بگویند از آن شیر استخوانش محکم شده و گوشت در بدنش روییده است.

 ششم: دو سال بچّه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال او را شیر دهند به کسى محرم نمى‏شود.

مسئله 2010- باید بچّه در بین یک شبانه روز غذا یا شیر زن دیگرى را نخورد ولى اگر کمى غذا بخورد که نگویند در بین، غذا خورده اشکال ندارد و نیز باید پانزده مرتبه را از شیر یک زن بخورد و در بین پانزده مرتبه شیر زن دیگرى را نخورد و نیز در هر دفعه به اندازه‏اى شیر بخورد که سیر شود.

مسئله 2011- اگر زن از شیر یک شوهر چندین بچّه را شیر دهد همه آنان به یکدیگر محرم مى‏شوند، ولى اگر از دو شوهر دو بچّه را شیر دهد آن دو بچّه به یکدیگر محرم نمى‏شوند امّا اگر چند زن از یک شوهر بچه‏هایى را شیر دهند، همه آنان به یکدیگر محرم مى‏شوند.

مسئله 2012- اگر کسى دو زن شیرده داشته باشد و یکى از آنان بچه‏اى را مثلاً هشت مرتبه و دیگرى هفت مرتبه شیر بدهد آن بچّه به کسى محرم نمى‏شود.

مسئله 2013- اگر زنى از شیر یک شوهر پسر و دخترى را شیر کامل بدهد خواهر و برادر آن دختر به خواهر و برادر آن پسر محرم نمى‏شوند.

مسئله 2014- اگر به واسطه شیر دادن، حقّ شوهر از بین نرود، زن مى‏تواند بدون اجازه شوهر، بچه‏اى را شیر دهد، ولى جایز نیست بچه‏اى را شیر دهد که به واسطه شیر دادن به آن بچّه به شوهر خود حرام شود، مثلاً اگر شوهر او دختر شیرخوارى را براى خود عقد کرده باشد زن نباید آن دختر را شیر دهد، چون اگر آن دختر را شیر دهد خودش مادر زن شوهر مى‏شود و بر او حرام مى‏گردد.

مسئله 2015- اگر کسى بخواهد زن برادرش به او محرم شود مى‏تواند دختر شیرخوارى را براى خود عقد کند و زن برادرش آن دختر را شیر کامل بدهد. که در این صورت عقد دختر باطل و براى او حرام ابدى مى‏شود (زیرا آن دختر، دختر رضاعى برادر آن مرد مى‏شود) و زن برادرش بر او محرم مى‏شود.

مسئله 2016- شیر دادنى که علّت محرم شدن است، به دو امر ثابت مى‏شود:

 اوّل: خبر دادن عدّه‏اى که انسان از گفته آنان اطمینان پیدا کند.

 دوّم: شهادت یک مرد یا دو زن ثقه.

 مسئله 2017- اگر شک کنند بچّه به مقدارى که علّت محرم شدن است شیر خورده یا نه، یا گمان داشته باشند که به آن مقدار شیر خورده، بچّه به کسى محرم نمى‏شود.

مسئله 2018- براى شیر دادن بچه، بهتر از هر کس مادر اوست و مستحب است بچّه را دو سال تمام شیر بدهد.

مسئله 2019- مستحب است دایه‏اى که براى طفل مى‏گیرند شیعه و مؤمن و داراى عقل و عفّت و صورت نیکو باشد.

مسئله 2020- خوب است زنها هر بچه‏اى را شیر کامل ندهند، زیرا ممکن است فراموش شود که به چه کسانى شیر داده‏اند و بعداً دو نفر محرم با یکدیگر ازدواج نمایند، ولى گاهى شیر دادن به بچه‏ها مانعى ندارد بلکه خوب است زیرا اعانت و کمک به دیگران است.

مسئله 2021- کسانى که به واسطه شیر خوردن، خویشى پیدا مى‏کنند مستحب است یکدیگر را احترام نمایند، ولى حقوق خویشاوندى را ندارند.

  تلقیح

مسئله 2022- وارد نمودن منى مرد در رحم زوجه او با وسیله اشکال ندارد، لکن باید از مقدمات حرام احتراز نمایند، پس اگر مرد با رضایت زن این عمل را خودش انجام دهد، و منى خود را به وجه حلالى به دست بیاورد مانعى ندارد.

مسئله 2023- اگر منى مرد را در رحم زنش وارد نمودند چه به وجه حلال یا حرام، و از آن، کودکى متولد شد، این کودک مال مرد و زن است و همه احکام فرزند را دارد.

مسئله 2024- جایز نیست منى مرد اجنبى را در رحم زن اجنبیه داخل کنند، چه با اجازه زن باشد یا نه، و چه شوهر داشته باشد یا نه، و چه با اجازه شوهر باشد یا نباشد.

مسئله 2025- اگر منى مردى را داخل رحم زن اجنبیه نمودند و معلوم شد بچّه از آن منى است، پس اگر این عمل به طور شبهه بوده مثل آنکه گمان مى‏کرد زن خودش است و زن نیز گمان مى‏کرد منى شوهر است و بعد از عمل معلوم شد از شوهر نیست، اشکالى نیست که بچّه شرعاً از این مرد و زن است و تمام احکام فرزندى را دارد و لکن اگر از روى علم و عمد باشد بچّه حرام‏زاده است و کلیه احکام ولد زنا بر او بار است.

مسئله 2026- اگر نطفه مرد و نطفه زن او را در رحم مصنوعى پرورش دادند و بچّه‏اى تولید شد این بچّه حلال‏زاده و ملحق به پدر و مادر است و نیز اگر نطفه مردى را با نطفه زن اجنبیه پرورش دادند و بچّه تولید شد این بچّه ولد شبهه است و ملحق به پدر و مادر است و صورت اوّل و دوّم در احکام با هم فرقى ندارند.

مسئله 2027- قرار دادن نطفه منعقد شده زن و شوهر در رحمِ زنِ بیگانه (رحم اجاره‏اى)، در صورت ضرورت جایز است و بهتر است صاحب رحم اجاره‏اى بدون شوهر باشد و به عقدِ صاحبِ نطفه درآید.

مسئله 2028- صاحبِ رحم اجاره‏اى در احکام محرمیّت و ارث و ازدواج و ... ، مادرِ طفل محسوب نمى‏شود. ولى اگر آن زن پس از تولّد بچّه، شیر داشته باشد و به او شیر کامل بدهد، مادرِ رضاعى طفل مى‏شود و همه احکام مادرِ رضاعى براى او صدق مى‏کند. همچنین اگر آن زن به عقد صاحب نطفه درآمده باشد، در بدو تولّد به او محرم است.

  نگاه کردن

مسئله 2029- نگاه کردن مرد به بدن و موى زن نامحرم و دختر ممیّز چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است، و نگاه کردن به صورت و دستها تا مچ نیز، اگر به قصد لذّت باشد یا بترسد که به حرام بیفتد، یا موجب مفسده باشد، یا صورت و دستها جالب باشد، حرام است ولى نگاه کردن بدون اینها جایز است گرچه خالى از اشکال نیست.

مسئله 2030- نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم و پسر ممیّز چه با قصد لذّت و چه بدون آن حرام است و نگاه کردن زن به مواردى که معمولاً مردها نمى‏پوشانند نظیر صورت و سر و گردن، اگر به قصد لذّت باشد یا بترسد که به حرام بیفتد و یا موجب مفسده باشد و یا جالب باشد حرام است ولى نگاه کردن بدون اینها جایز است گرچه خالى از اشکال نیست.

 مسئله 2031- مردها باید بدن خود را به غیر از جاهایى که معمولاً نمى‏پوشانند نظیر صورت و سر و گردن، از نامحرم بپوشانند.

مسئله 2032- زن باید بدن و موى خود را از مرد نامحرم و پسر ممیّز بپوشاند و نیز پوشاندن صورت و دستها تا مچ، اگر جالب باشد یا به قصد لذّت باشد یا مفسده‏اى داشته باشد یا بترسد که به حرام بیفتد یا دیگران به حرام بیفتند، واجب است، و بدون اینها پوشاندن آنها مستحب مؤکّد است.

مسئله 2033- وقتى که زن و مرد در آستانه ازدواج هستند، مى‏توانند با رضایت طرفین و در حدّ متعارف به همدیگر نگاه کنند. به شرط آنکه قصدِ آنان صرفاً اطمینان از پسندیدنِ همسرِ آینده باشد و احتمال مفسده هم ندهند. ولى بسیار به جا است که در صورت نیاز به دیدن بدن مرد یا بدن و موى زن، این نگاه توسّط نزدیکانِ طرفین که نگاه آنها اشکال ندارد، صورت پذیرد.

مسئله 2034- نگاه کردن به بدن و موى زنهاى غیر مسلمان، یا زنهاى مسلمان لاابالى در حجاب و زنهایى که عادت به حجاب ندارند نظیر زنهاى بادیه نشین، اگر جالب نباشد، و به قصد لذّت نیز نباشد و مفسده هم نداشته باشد و نترسد که به حرام بیفتد جایز است گرچه خالى از اشکال نیست.

مسئله 2035- نگاه کردن به فیلمها و عکسهایى که در تلویزیونها و مجله‏ها و مانند اینها دیده مى‏شود، اگر جالب نباشد و به قصد لذّت نیز نباشد و مفسده هم نداشته باشد و نترسد که به حرام بیفتد جایز است گرچه خالى از اشکال نیست. و همچنین است عکس گرفتن و فیلم بردارى کردن مرد و زن نامحرم از یکدیگر.

مسئله 2036- نگاه کردن به عورت دیگرى حرام است، گرچه از پشت شیشه یا در آیینه یا آب صاف و مانند اینها باشد، بلکه نگاه کردن به عورت بچّه ممیّز نیز حرام است و واجب است عورت خود را نیز از او بپوشاند، ولى زن و شوهر مى‏توانند به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.

مسئله 2037- مرد و زنى که با یکدیگر محرمند، اگر قصد لذّت نداشته باشند و نترسند که به حرام بیفتند و مفسده دیگرى هم در بین نباشد مى‏توانند غیر از عورت به تمام بدن یکدیگر نگاه کنند.

مسئله 2038- نگاه کردن مرد به بدن مرد دیگرى یا نگاه کردن زن به بدن زن دیگرى، اگر با قصد لذّت باشد یا بترسند که به حرام بیفتند یا مفسده دیگرى در بین باشد حرام است.

مسئله 2039- حرف زدن زن و شنیدن آن، براى نامحرم در صورتى که شهوت‏انگیز نباشد، و سبب افتادن در گناه نشود و مفسده دیگرى هم نداشته باشد و جالب هم نباشد اشکال ندارد.

مسئله 2040- پس از جدا شدن مو از سر زن، نگاه نامحرم به آن مانعى ندارد و همچنین است دست کشیدن مرد نامحرم به آن و خرید و فروش آن، بنابراین ساختن کلاه‏گیس از موى زن دیگر، و یا وصل موى زنى به سر زن دیگر اشکال ندارد.

مسئله 2041- اگر انسان ناچار شود به عورت دیگرى یا بدن نامحرم نگاه کند یا دست بزند، نظیر طبیب و پرستار، اشکال ندارد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۷/۲۶
مجتبی مهرجو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">