روح الله مهرجو کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

السلام علیکِ یا عزیزه الزهراء
روح الله مهرجو کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی
این سایت کاملا شخصی می باشد
آخرین نظرات
مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت وگوها و ... به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.

گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل توجهی در روزنامه های صبح شنبه 21 مرداد 1396 داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و اطلاع رسانی بررسی کرده است.

**فضای مجازی بستری برای آگاه سازی جامعه
فضای مجازی به فرصتی مغتنم برای ارتباط و تعامل بیشتر میان شهروندان تبدیل شده است. بدون شک این فضا علاوه بر مزایای مختلف از جمله هزینه کم برای معرفی برنامه ها، کاهش اثرات تخریبی برای محیط زیست و سرعت بالا در برقراری ارتباط، معایبی از جمله کاهش حضور فیزیکی مردم در جامعه واقعی، کاهش شناخت عمقی از منبع پیام و همچنین دامن زدن به عدم رعایت قانون در جامعه دارد.

روزنامه«ابتکار» با درج گزارشی با عنوان «افسردگی و تمایل به خودکشی؛ ارمغان شبکه‌های اجتماعی برای نوجوانان» نوشت: امروزه گوشی‌های هوشمند به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی‌مان تبدیل شده‌اند. این موضوع در ذات خود هیچ اشکالی ندارد اما عوارض آن وقتی معلوم می‌شوند که فرد به شبکه‌های اجتماعی و امکانات موبایلش معتاد می‌شود.

نظریه‌های زیادی درباره تاریخ دقیق شروع دوره گوشی‌های هوشمند مطرح شده است. عده‌ای معتقدند معرفی اولین آیفون در سال 2007 بوسیله استیو جابز برای اولین‌بار دوره اسمارت‌فون‌ها را کلید زد و عده‌ای دیگر می‌گویند در حقیقت شروع این دوره به سال 2008 باز می‌گردد؛ وقتی که فروشگاه اپلیکیشن اپل، App Store، شروع به کار کرد. اگر به ریشه عبارت «گوشی هوشمند» بازگردیم متوجه می‌شویم که گوشی‌ها از مدت‌ها قبل وجود داشته‌اند اما در حقیقت وجود اپلیکیشن‌ها با کارایی‌های مختلف است که آن‌ها را هوشمند می‌سازد. اولین آیفون هم مانند گوشی‌های قبل از خودش یک گجت پیشرفته بود اما در واقع بدون اپلیکیشن‌های کاربردی نمی‌تواند چندان هوشمند باشد و صرفا پیشرفته است!

در ادامه می خوانیم: بخش طنز داستان هم همینجاست که دیوایس‌ها باعث شده ما 7 روز هفته و 24 ساعت شبانه‌روز را با انسان‌هایی که می‌شناسیم و نمی‌شناسیم در ارتباط باشیم و در عین حال به تدریج متوجه شویم که چندان از انسان‌ها خوشمان نمی‌آید! این مقاله اعداد و ارقام جالبی هم درباره افرادی که به نوعی معتاد شبکه‌های اجتماعی هستند منتشر کرده است. بچه‌های کلاس هشتمی که در طول هفته بیش از 10 ساعت را به گشت و گذار در شبکه‌های اجتماعی اختصاص می‌دهند، 56 برابر بیشتر از دیگران، که کمتر برای شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذارند، احتمال مبتلاشدن به افسردگی دارند! همچنین آن دسته نوجوانانی که بین 6 تا 9 ساعت در هفته صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کنند، 47 درصد احتمال ابتلا به افسردگی را در خودشان بالاتر می‌برند. نکته مثبت برای آن‌هایی که با دوستان‌شان بیشتر ارتباط فیزیکی برقرار می‌کنند هم این است که 20 درصد کمتر احتمال بروز افسردگی در آن‌ها وجود دارد.

روزنامه«آفتاب یزد» با درج یادداشتی با عنوان«واکاوی پیامدهای فناوری‌های نوین شبکه‌های اجتماعی» می نویسد: در سالیان گذشته افراد برای آنکه تلفن همراه خودشان را که مایه افزایش منزلت اجتماعی و مقبولیت جمعی می‌دانستند به قول معروف نمانما کنند آن را جایی در معرض دید همگانی قرار می‌دادند. سالها بعد اشتغال به بازی‌ها‌ی تلفن‌ها‌ی همراه در محل کار،منزل و خلاصه هر مکانی که مستعد باشد،نشانه‌ای از تبحر افراد در فناوری محسوب می‌شد و فکر و ذکر همه به قول معروف شده بود امتیاز گرفتن از بازی‌ها‌ی موبایلی، به‌گونه‌ای که دیگران گمان کنند ما از پیشرفته‌ترین فناوری‌های روز برخورداریم. در سنوات اخیر افراد گوشی‌های هوشمند همراه خویش را دستمایه نما نما کردن و ژست باسوادی گرفتن قرار داده‌اند و با نصب نرم‌افزارها و به روزرسانی آنها می‌خواهند سری توی سرها درآورند.

نیما نعمتی کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری در ادامه این یادداشت نوشت: از آنجا که پس از گذر مدت زمانی مشخص هر فناوری نوینی، کهنه قلمداد می‌شود و ارزش پز دادن را از دست می‌دهد و مردم دل مشغولی‌ها‌یشان عوض می‌شود و دیگر رغبتی آنچنانی به فناوری‌های از مد افتاده نشان نمی‌دهند. شرکت‌های سرمایه‌گذاری و تولیدکنندگان فناوری‌های نرم‌افزاری نیز درصدد به‌روزرسانی نسخه‌های پیشین و تقویت قابلیت‌ها‌ی نرم افزاری خودشان می‌باشند تا هم درآمد بالای خودشان را تضمین کنند و هم آنکه همواره جلو چشم مصرف‌کننده‌ها باشند و از گردونه رقابت‌های فضای مجازی حذف نگردند. پر از ابهامی باشد هم می‌تواند فضای کسب و کار و هم فضای نشر علم و دانش و با عرض تاسف می‌تواند فضای نشر انواع مفاسد اخلاقی و منبع نشر تصاویر مضحک باشد. تصاویری که جز بی‌ارزشی افراد منتشرکننده نشانگر وجود بی‌اخلاقی‌های گسترده و سامان نیافته در این شبکه‌های مجازی می‌باشد و بسیاری از تصاویر و فیلم‌های تولیدی برای مخاطبان دیگر کشورها نیز سوژه‌هایی غیراخلاقی محسوب می‌شوند. با توجه به وقوع برخی سوءاستفاده‌ها در فضای مجازی و کانال‌های ارتباطی آن، تشخیص اخبار واقعی از اخبار کذب در کانال‌ها‌ی مختلف فضای مجازی دشوار است.

روزنامه«اطلاعات» در گزارشی با عنوان«لزوم توجه به امنیت فضای مجازی برای ترویج فرهنگ نورانی نماز» آورده است:‌ فضای مجازی به صورت توامان دارای منافع و مضرات بی شماری است که باید با استفاده حداکثری، هوشمندانه و عالمانه از فرصت‌های آن با یک برنامه ریزی مدون و حضور فعال، بتوانیم مفاهیم و ارزش‌های اسلامی، خاصه فرهنگ نورانی نماز، اعم از فلسفه و آثار و برکات، کارکردها، جایگاه و اهمیت و ضرورت این فریضه عظما را در سطح گسترده ای ‌تبیین کنیم. حضور فعال و بهنگام در عرصه تبلیغ و ترویج باورها و توسعه و گسترش فرهنگ دینی و همچنین اشاعه صحیح فرهنگ نورانی نماز در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مستلزم تمرکز در تصمیم گیری و جدیت و تلاش مجاهدانه در اجرا و هماهنگی میان بخش‌های مختلف به منظور حمایت از فعالان و موثران در این حوزه است. گسترش و توسعه فزاینده فضای مجازی باعث ظهور مجموعه گسترده ای از مباحث مرتبط با آن شده است که طیف وسیعی از حوزه‌های مختلف سخت افزاری و نرم افزاری با هدف تغییر در سبک زندگی را شامل می شود.

در ادامه آمده است: حال با ظهور فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، بستری فراهم شده است که دشمنان به راحتی هرچه تمام تر ‌با اشراف بر این فضا ایدئولوژی و پارادایم فکری و فرهنگی مورد نظر خود را به خورد جوامع هدف دهند. با توجه به مخاطبین بسیار زیاد فضای مجازی در کشورمان، سالم سازی و حفظ امنیت همه جانبه فضای مجازی خاصه در حوزه‌های بینشی و بصیرتی، ترویج هنجارها، ارزش‌ها و نگرش‌ها و ترویج و تبلیغ سبک زندگی اسلامی – ایرانی در این فضا و مقابله موثر با تهاجم همه جانبه فرهنگی، عنوان بیست و ششمین اجلاس سراسری نماز با عنوان «نماز و فضای مجازی» در سال جاری انتخاب و مقرر شد که بر اساس آن در دو حوزه تولید و نشر محتوای غنی، فاخر و کاربردی و تاثیرگذار در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی اقدامات شایسته ای انجام پذیرد.

روزنامه«فرهیختگان» با انتخاب یادداشتی با عنوان« فضای مجازی محضر خداست ...»‌ که به قلم میثم نادی روزنامه‌نگار نگاشته شد، آورده است: ما مسلمانیم و براساس باورهای دینی و اعتقادی، می‌کوشیم روزمرگی‌های خود را بر مبنای آموزه‌های اسلامی تنظیم کنیم، یا حداقل به آنها نزدیک کنیم. رعایت این چارچوب‌های پذیرفته شده در جامعه باعث به‌وجودآمدن هنجارهایی شده است که قبل از آن، پایه‌های اجتماعی شکل گرفته و همین مساله بایسته‌ها و نبایسته‌هایی را پدید آورده است. بایدها و نبایدهایی که جامعه را به خود وابسته کرده و با نظم بخشی به مناسبات، اسباب راحتی، آسایش، امنیت روحی و روانی و زندگی انسانی را فراهم می‌آورد. هنجارها به ما می‌گویند برای داشتن جامعه‌ای متعالی باید دروغ، تهمت، تمسخر دیگران، سخن‌چینی، غیبت، سرقت، هتک احترام، سرکشی به زندگی خصوصی دیگران، چشمداشت به اموال دیگران و... به‌عنوان یک ضدارزش دانسته شود و نسبت به آنها نوعی از انزجار عمومی شکل بگیرد.

در ادامه این یادداشت می خوانیم: آنچه که تاکنون برشمرده شد، مربوط به فضای حقیقی و زندگی واقعی بر محور انسانی مسلمان و ارزشی بود اما امروزه، جوامع بشری با فرآیند جدیدی به نام فضای مجازی مواجه شده است که تقریبا اکثر قریب به اتفاق فعالان و کاربران آن، بدون طی مراحل آموزشی لازم، پا در این عرصه گذارده‌اند. آنچه که هم‌اکنون و در نگاه گذرا به رخدادهای فضای مجازی حاصل می‌شود این است که بخشی از فعالان این فضا، با «مجازی» دانستن هرآنچه که اینجا می‌گذرد، مصادیقی از ارزش‌ها و ضدارزش‌های پذیرفته شده و رعایت شده در زندگی واقعی را دچار مهجوریت کرده‌اند. حجم گسترده‌ شایعات مبدل به دروغ، افشاگری‌هایی که از زندگی خصوصی افراد مختلف صورت می‌گیرد، اعتبارزدایی‌ها، هتک‌حرمت بزرگان در کسوت‌های گوناگون، حریم‌شکنی‌ها، تمسخر همه کس و همه چیز، طرح شبهات، تردیدافکنی‌ها، غیبت راحت و سهل افراد و... که همه‌روزه در فضای مجازی در حال رفت و آمد است، نشان می‌دهد که این اجتماع نوپا، هنوز نتوانسته حول محور هنجارها شکل خود را سر و سامان دهد.

** توسعه توریسم راهی برای بهبود اقتصاد ملی
گردشگری به طور کلی به علت خصلت میان رشته ای خود قابلیت نگرش های متفاوت را دارا است که خود سبب ارایه تعاریف بسیاری از آن شده است. واژه توریسم به مجموعه مسافرت هایی گفته می شود که میان مبدأ و مقصد با انگیزه های استراحتی، تفریحی، تفرجی، ورزشی، دیداری، تجاری، فرهنگی و یا گذران اوقات فراغت انجام می شود و در آن شخص توریست در مقصد اشتغال و اقامت دایم ندارد و همچنان تاثیر بسیار گسترده ای در اقتصاد جوامع دارد.

روزنامه«ایران» در مطلبی با عنوان«چه گرمایی دارد زندگی شما ایرانی ها!» از خاطرات توریست هایی که به ایران سفر می کنند و با واقعیت های زندگی در این کشور روبه رو می شوند، به ارایه گزارشی پرداخت و نوشت:‌ با توجه به خبرهایی که در رسانههای مختلف درباره ایران پخش میشود، خیلی از توریستها میترسند به ایران سفر کنند؛ اما آنهایی که – به قول خودشان- ریسک میکنند و به این کشور زیبا سفر میکنند، شگفت زده میشوند و با نگاهی کاملاً متفاوت به کشورشان بر میگردند. مهمترین ویژگی که اکثر توریستها درباره ایران میگویند، گرمای زندگی ایرانی ها و میهمان نوازی این مردم است. داستان سفر توریستهای ماجراجویی که با نگاهی دور از واقعیت به ایران سفر میکنند اما حقیقت زندگی در ایران را به گونه دیگری میبینند، داستانهایی است جذاب و خواندنی... ما فقط 32 روز در این کشور[ایران] بودیم و برای شناخت این کشور بزرگ و شگفت انگیز با یک عالمه آداب و رسوم زیبا و گونه گون، یک ماه که سهل است، چند ماه هم کافی نیست. اما ما در این سفر تجربه لذت بخشی را پشت سر گذاشتیم. در ایران همه چیز عالی بود: مردم میهمان نواز و خونگرم، غذاهای متنوع و بسیار لذیذ، مکانهای تاریخی زیبا و باشکوه، طبیعت حیرت انگیز و بازارهای شلوغ و پرهیجان! ما بیشتر از آنچه انتظار داشتیم، از این سفر لذت بردیم.

در ادامه آمده است: هیچ وقت سفرم به ایران را فراموش نمیکنم. سفری که هرگاه به خاطر میآورم لبخندی بر لب هایم مینشیند. در هیچ کشوری با مردمی چنین دوست داشتنی، میهمان نواز، خونگرم و مهربان رو به رو نشده ام. وقتی از ایران برای دوستانم تعریف میکنم، همه آنها با تعجب نگاهم میکنند. خیلی از آنها ایران واقعی را نمیشناسند.

من تصمیم گرفتم تا در این سفر با جوانان و مردم محلی زندگی کنم و با فرهنگ واقعی آنها آشنا شوم. خوشحالم که چنین تصمیمی گرفتم، چون تجربه شگفت انگیزی بود. روز دومی که در تهران بودم با مینا آشنا شدم. او مرا به رستوران کوچکی در نزدیکی دانشگاهش برد و برایم از مردم ایران و فرهنگ ایرانی گفت. غذای لذیذی خوردیم و موسیقی امروزی ایرانی گوش دادیم. وقتی با خیلی از آدمهایی که به ایران سفر کردهاند صحبت میکنیم، بیشتر آنها از خونگرمی مردم میگویند. من این ویژگی را در شرق ایران تجربه کردم. اما به یادماندنیترین تجربه سفر من به این کشور دیدن تاریخ باشکوه آن بود. امپراتوری پارس یکی از باشکوهترین امپراتوریهای جهان بود. عده کمی از این شانس برخوردار میشوند تا منطقه تاریخی پرسپولیس را ببینند و از این همه زیبایی حیرت نکنند. ستونهای آن مثل پانصد سال قبل از میلاد مسیح همچنان استوار ایستادهاند.

آدم احساس میکند در تاریخ قدم میزند. منطقه های معدودی در جهان مانند پرسپولیس وجود دارد که چنین استوار و خوب حفظ شده باشند. بله مردم ایران دوست داشتنی هستند و عاشق هنر. این گنجینه باشکوه ایرانی منتظر قدمهای همه مردم جهان است.

روزنامه«ابتکار» با درج گزارشی با عنوان«ستاره کم فروغ گردشگری نجوم در ایران»‌ می نویسد: بارش شهابی برساوشی که اوج آن در 20 و 21 مردادماه در ایران رخ می‌دهند گردشگری نجومی را رونق فراوان داده‌‌ است. گردشگری نجومی گاهی در روز و بیشتر اوقات در شب اتفاق می‌افتد. در روز زمانی که کسوف، گذر عطارد یا زهره، حلال ماه، اختفا نجومی رخ دهد گردشگران به تماشای این رویدادها می‌نشینند اما در اغلب موارد گردشگری نجومی در شب معنی می‌یابد. ایران از جمله کشورهایی است که ظرفیت بسیاری برای این گردشگری دارد. ایرانیان در طول تاریخ دستی در ساخت اولین رصدخانه‌ها در جهان داشتند. نخستین رصدخانه در حدود سال 212 هـ. ق (828 م) در بغداد بنا شد و دو اخترشناس برجسته به نام‌های فضل بن نوبخت اهوازی و محمد‌بن‌موسی خوارزمی بر آن ریاست داشتند. اما گردشگری نجومی به همت فضای مجازی در سال‌های اخیر رشد چشم‌گیری داشته است. گرچه آماری در این زمینه به صورت رسمی وجود ندارد اما تورهای مختلفی که تبلیغاتشان در فضای مجازی دیده می‌شود حکایت از رونق و محبوبیت آن در بین گردشگران ایرانی دارد.

در ادامه این گزارش می خوانیم: صنعت گردشگری به زیر ساخت نیاز دارد. گردشگری نجومی اما فارغ از زیرساخت‌های لازم برای طبیعت‌گردی به زیرساخت‌های دیگری از جمله داشتن راهنمای آموزش دیده، مکان امن در شب و پذیرش گردشگر در شب و پذیرش آن از سوی مدیران سایت‌های تاریخی و طبیعت‌گردی نیاز دارد. کلیات گردشگری نجومی به لحاظ تسهیلات در روز آنچنان با طبیعت‌گردی تفاوتی ندارد. اما این نوع گردشگری در شب نیازمند ایجاد اماکن ایمنی و بدون آلودگی نوری برای گردشگر است و از طرف دیگر راهنمایی گردشگری نجومی کمی متفاوت‌تر از طبیعت‌گردی است. بنابراین راهنما باید کسی باشد که الفبا و دانش نجومی را در سطح نسبتا خوب بدانند. به این خاطر که ممکن است گردشگران سوالات متنوعی را از راهنما بپرسند. از طرفی راهنما باید استفاده از ابزارهای رصد را بداند. علاوه بر این بسیاری از مدیران سایت‌های تاریخی و طبیعت‌گردی باید بپذیرند که به همان اندازه‌ای که در روز گردشگر دارند می‌توانند در شب نیز گردشگر را به خود جذب کنند و این می‌تواند درآمد آنها را نیز افزایش دهد. به خصوص در سایت‌هایی مانند زیگورات چغازنبیل در شوش که روزهای تابستان بسیار گرم است، شب‌ها فرصت خوبی برای بازدیدگردشگران نجومی است.

روزنامه«دنیای اقتصاد» در یادداشتی با عنوان«خیابان‌ها چگونه به توسعه توریسم شهری کمک می‌کنند»‌می نویسد: پیاده‌راه‌های گردشگری، رابط اصلی و پیونددهنده فضاهای پویای شهری و گردشگران هستند و می‌توانند علاوه بر نقش اقتصادی و اجتماعی، عامل اساسی توسعه گردشگری شهری و حضور فعال گردشگران در فضاهای شهری، محسوب شوند. بسیاری از شهرها در دنیا از این امر برای جذب گردشگران و ایجاد سرگرمی برای آنها بهره گرفته و سال‌ها است از این طریق به توسعه گردشگری شهری دست یافته‌اند؛ اما این کار البته با قوانینی همراه بوده است. برای مثال در شهر لندن در سال 1666 میلادی، تمهیداتی نظیر کسب مجوز برای عبور و مرور گاری‌ها، اجبار به استفاده از چرخ‌های پهن برای گاری‌ها و محدودیت تعداد اسب‌ها، برای تردد مناسب گاری‌ها و ارابه‌ها با سرعت مناسب در کنار مردم در نظر گرفته شد. یکی دیگر از نخستین اقدامات برای تفکیک حرکت سواره از پیاده، در سال 1858 میلادی توسط یک معمار آمریکایی در طراحی پارک مرکزی شهر نیوریورک صورت گرفت.

در ادامه این یادداشت که به قلم ناصر امینیان دکترای مدیریت گردشگری نگاشته شد، آمده است: فصل مشترک تمامی تجارب بین‌المللی اجرای طرح‌های موفق پیاده‌گستری در مراکز شهری، اولویت دادن به حضور پررنگ نقش انسان‌ها و عابران پیاده با هدف احیای فضاهای شهری و حداکثر کردن فضای پیاده‌راه‌ها و حداقل‌سازی فضای مورد نیاز وسایل نقلیه است که در نتیجه باعث افزایش تعاملات اجتماعی و تقویت جنبه‌های انسانی محیط‌های پیرامونی و افزایش کیفیت فضاهای مطلوب پایدار شهری شده است. اکنون پیاده‌روی در شهرها چنان گسترش پیدا کرده که جنبش‌های معاصر شهرسازی، قابلیت‌های جدید پیاده‌روی را در اولویت اصول و اسناد هدایت شهری در عمده شهرها و در صدر اهداف خود قرار داده‌اند. به تبع این نوع نگاه، پیاده‌راه‌ها و امکانات دسترسی افراد پیاده به خدمات شهری و تفریحی در سراسر دنیا شکل گرفته‌اند.

** پرواز شهید محسن حججی به طرف کاروان شهدای مدافع حرم
محسن حججی در 1371 خورشیدی در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود. وی در زمینه ترویج و تبلیغ کتاب از اعضای فعال بود که به فعالیت ‌های خیریه و کمک به محرومیت زدایی در مناطق فقیر کشور نیز می‌پرداخت. او از نیروهای ایرانی مدافع حرم محسوب می شد که در مرداد 1396 خورشیدی در عملیات علیه نیروهای داعش به اسارت داعش درآمد. داعش چندی پس از انتشار فیلمی که ادعای به اسارت درآوردن محسن حججی را داشت، اعلام کرد که وی را به قتل رسانده است. این شهید بزرگوار دهمین عضو از لشکر زرهی 8 نجف اشرف است که طی جنگ در خاک سوریه شهید شد.

روزنامه «اعتماد» در گزارشی با عنوان «این تصویر غیرت و شجاعت را فراموش نکنید» نوشت: اهل نجف‌آباد اصفهان بود؛ یکی از نیروهای لشکر زرهی ٨ نجف اشرف و از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی روز سه‌شنبه در عملیاتی که نزدیک مرز سوریه با عراق صورت گرفت به اسارت گروه تروریستی داعش درآمد. پس از دو روز، دهمین شهید از لشکر زرهی ٨ نجف اشرف نام می‌گیرد که به دست داعش به مقام شهادت نایل می‌شود. او در میدان شهادت، مصمم و با شهامت به آرزویی می‌رسد که چند روز پیش دعای برآورده شدنش را طلب می‌کند. «مانده بی‌سر شدنم در ره زینب جانش» را که می‌گوید به اسارت جست‌وجوگران بهشتی خیالی درمی‌آید که برای تحقق آرزوهای‌شان، صحرای کربلای دیگری آماده می‌سازند تا او را به آرزویش برسانند. محسن حججی، جوان دهه هفتادی که از او یک پسر ٢ ساله به یادگار مانده است، آنچنان در قاب تصویر داعشیان در کارزار شهادت، آماده لقا‌ءالله است که پی‌درپی واکنش‌های کاربران فضای مجازی را رقم می‌زند.

در ادامه این گزارش می خوانیم: از چهره‌های سیاسی و نظامی گرفته تا هنرمندان و افراد عادی یک به یک غیرت او را ستودند و عزت او را ارج گذاشتند. ابهتی از او که همگان را در بهت فرو برده، روضه مصوری از وقایع عاشوراست. نحوه شهادت او آنقدرها برای شیعیانی که ١٤٠٠ سال، عزاداری محرم را از پی گذراندند، بی‌شباهت به روایاتی نبود که تنها آن را می‌شنیدند یا به دیدن تعزیه‌های آن می‌نشستند. همان جمله‌ای که منار صباغ، مجری شبکه المنار پس از مشاهده عکس اسارت شهید به دست داعشی، از آن روایت می‌کند، زیباترین تعبیر عکس پیش از شهادت شهید حججی است. «همیشه سعی می‌کردم عاشورا و ماجرای حسین شهید و شمر لعین را تخیل کنم، امروز دیدم و دیگر تخیل نخواهم کرد.

روزنامه«قانون» در گزارشی با عنوان«پشت صحنه یک شهادت»‌می نویسد: درد‌های این زمانه تمامی ندارد و هر روز باید خبرهایی را تحمل کنیم که دل را خون می‌کند. از کشتن کودکان وطن گرفته تا شهادت مردان‌خدا در آن سوی مرزها، همه آزردگی‌هایی را به همراه دارد که با هیچ مرهمی التیام نخواهد یافت و روح آدمی را مجروح می‌کند. زخمی که هرقدر نیز تلاش می‌کنی تا جدی نگیری، باز سوزشش ذهنت را رها نمی‌کند. میان تمام اخبار ریزودرشتی که این روزها فضای مجازی و حقیقی را درگیر خود کرده‌است، واقعه‌ای اطلاع‌رسانی شد که ناگهان نه‌تنها سراسر ایران، بلکه خارج از مرزها را نیز تحت تاثیر قرار داد. خبر، شهادت یکی از نیروهای ایرانی در آن‌سوی مرزها بود. بی شک همه مردم، چهره مقتدر او را هنگامی که در دستان یک مفلوک تروریست اسیر است و زمان شهادت او را در این روزها مشاهده کرده اند، ولی شاید کمتر کسی بداند که دلیل اسارت این سرداررشید اسلام چیست.

در ادامه آمده است: اما این منطقه مدت‌ها مرکز درگیری‌های فراوانی بود. اواخر خرداد امسال«خبرگزاری اعماق» وابسته به داعش خبر داد که عناصر این گروه تروریستی در حمله‌ای غافلگیرانه به نیروهای عراقی در نزدیکی «تنف» به نیروهای مقاومت ضربه زده‌اند.آن‌ها مدعی شده‌بودند که موفق شده‌اند 17 نیروی عراقی را به قتل برسانند و 31 خودرو و دیگرتجهیزات نظامی را منهدم کنند. اما در همان زمان یک منبع عراقی گفته بود که «درگیری و مقابله شدید بود و حشد الشعبی توانست حمله را دفع کرده و خسارت جانی و مادی به داعش وارد کند. قبل‌تر از آن نیز یعنی در اوایل خرداد، دولت اسد اعلام کرد به مرزهای عراق در شمال تنف رسیده است. برخی، دلیل این درگیری‌ها را اهمیت رسیدن ارتش‌های سوریه و عراق در نقطه مرزی در شمال تنف می‌خوانند. گذرگاهی که می‌تواند راهرویی برای تردد نیروهای مقاومت باشد؛ اما یک‌سالی است که نیروهای آمریکایی در این منطقه حضور داشتند و سعی می‌کردند که نگذارند تا نیروهای مخالف تروریست‌ها و حامی اسد، در این منطقه فعالیت داشته باشند و حتی سلاح‌های سنگینی موردنیاز را به مبارزان ضد تروریست برسانند.

روزنامه«وقایع اتفاقیه» در مطلبی با عنوان «وطن در اندوه دوست» می نویسد: مظلومانه سرش را بریدند و غیورانه ایستاد؛ جوان 25 ساله‌ای از اهالی نجف‌آباد اصفهان. همان که از سر گذشت اما چشمان پرفروغ، نگاه باصلابت و سینه ستبرش، شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها را درنوردید و موج حماسه و ایثار به راه انداخت. موجی که همه تفکرها را با خود همراه کرد و سرگذشت محسن حججی را جاودانه کرد. 18 مرداد بود که گروه تکفیری‌-تروریستی داعش مدعی شد که یک رزمنده ایرانی را در مرز سوریه و عراق به اسارت گرفته است و عکسی نیز از او منتشر کرد. دو روز بعد از انتشار خبر اسارت محسن حججی، خبر به شهادت رسیدنش منتشر شد. داعش سر این ایرانی را از تن جدا و تصاویر دلخراشی را نیز منتشر کرد.

در ادامه این گزارش می خوانیم: گرچه این گروهک تلاش داشت با انتشار این تصاویر خوف در دل‌ها ایجاد کند و بار دیگر ایران را تهدید کند اما نگاه پرصلابت و مقتدرانه شهید در تصویر زمان اسارتش هم خفت و خواری دوباره نصیب داعش کرد و هم دل‌ها را تسخیر کرد و تحسین همگان را برانگیخت. تحسینی که به سرعت موجی در فضای مجازی به راه انداخت و هشتگ «محسن حججی» را داغ کرد. این تنها کاربران شبکه‌های مجازی نبودند که نسبت به این اقدام داعش واکنش نشان دادند. جمعی از هنرمندان، مسئولان دولتی و فرماندهان نظامی نیز از جمله کسانی بودند که با انتشار یادداشت و پیام‌هایی به شهادت محسن حججی عکس‌العمل نشان دادند. تندترین واکنش در ‌این‌ زمینه به فرمانده سپاه قدس برمی‌گردد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">