بنام خالق عشق
نیاز
به تولد , تناسل و ادامه حیات و بطور کلی حس جاودانگی ,موضوعی است که از
گذشته تا کنون با انسان بوده تا بدانجا که انگیزه ذوالقرنین (کوروش کبیر یا
اسکندرمقدونی), برای کشورگشایی, دست یافتن به اکسیر حیات و مایع جاودانگی,
عنوان شده است.

اگر
چه امروزه آب حیات و اکسیر جاودانگی افسانه ای بیش نمی نماید ولی کماکان
حس تنازع بقا با بشر بوده و این مساله در تولید مثل و داشتن فرزند تجلی
یافته است. موهبتی الهی که به یمن پیشرفتهای علمی و پزشکی, امکان آن برای
افراد بیشتری فراهم گردیده است. روشهایی از قبیل اهداء اسپرم , تخمک , جنین
,اجاره رحم و بطور کلی تلقیح مصنوعی که اگر چه به علت برآوردن آرزوی
داشتن فرزند برای تعداد زیادی از افراد و جلوگیری از پاشیده شدن بسیاری
خانواده ها, درخور ستایش و تحسین است ولیکن بحثهای جدی و مخالفان سرسختی را
در حوزه های مذهبی و اخلاقی به دنبال داشته و دارد. بر همین اساس, جوامع
مختلف , بسته به میزان نفوذ مذهب و اخلاق یا مسائل اجتماعی و فرهنگی
رویکردهای گوناگونی را نسبت به این پدیده , از خود نشان داده و می دهند. در
کشور ما با تصویب قانون نحوه اهداء جنین به زوجین نا بارور مصوب 29/4/82 و
آیین نامه اجرائی آن مصوب 9/12/83 , یکی از روشهای یاد شده با شرایطی خاص
رسمیت یافت. مقرراتی که به لحاظ جامع نبودن آن , فقط برخی سوالات و ابهامات
مطرح در این حوزه را پاسخ داده و کماکان راجع به حقوق متولدین ناشی از
اهداء جنین وتکالیف صاحبان گامت (اسپرم و تخمک) و اهداء گیرندگان گامت نسبت
به این کودکان و همچنین مشروعیت سایر طرق تلقیح مصنوعی و اجاره رحم ,
بحثها و مناقشات بسیاری وجود دارد که با توجه به نوظهور بودن آن , رویه
قضائی نیز مجال پرداختن به آنرا نیافته است. این نوشتار تنها در مقام بررسی
اهداء جنین و حقوق متولدین ناشی از آن از منظر قانون و آیین نامه مصوب و
طرح برخی دیدگاه ها و ایده های فقهی و حقوقی نسبت به آن می باشد.