چشم انداز روشن توسعه اقتصادی با گردشگری پویا
صنعت گردشگری پایدار از کارآمدترین شاخصه های اقتصادی است که دستاوردهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را برای جوامع به ارمغان می آورد. توجه به این صنعت مهم و سرمایه گذاری مناسب با رویکردی راهبردی می تواند رونق روزافزون رشد و توسعه کشور را رقم بزند و آن را به سطح مطلوب ملی و بین المللی برساند.

مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی
را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها،
گزارش ها، گفت وگوها و ... به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص
می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.
گروه
اطلاع رسانی ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل توجهی در روزنامه
های صبح شنبه 18آذر 1396 داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و اطلاع رسانی بررسی کرده
است.
** برنامه ریزی صحیح و همه جانبه برای رونق صنعت گردشگری
گردشگری
به عنوان صنعتی پویا شناخته می شود که هر گونه سرمایه گذاری در کشور را در
مسیر پیشبرد اقتصاد ملی و درآمدهای ارزی قرار می دهد. در این میان صنعت
گردشگری برای کشورهای دارای جاذبه های جهانگردی مانند ایران با برنامه ریزی
های صحیح و همه جانبه توام با آینده نگری می تواند به مهمترین منبع کسب
درآمد ارزی تبدیل شود.
روزنامه «قانون» با درج یادداشتی با عنوان
«گردشگران، مهمان «زواره» هستند» که به قلم مهدی جعفری نوگورانی فعال حوزه
میراث فرهنگی نگاشته شد، آورده است: معماری در جهان اسلام ،یکی از
بزرگترین جلوههای ظهور یک حقیقت هنری در کالبد مادی بهشمار میرود. از
لحاظ تاریخی، معماری اولین هنری است که توانست خود را با مفاهیم اسلامی
سازگار کند و از طرف مسلمانان مورد استقبال قرار گیرد. معماری دوره اسلامی
به عنوان یکی از موفقترین شیوههای معماری در تاریخ معماری جهان، قابل
بازشناسی است. زواره از آبادیهای کهن ایران است و نام آن از نام برادر
رستم گرفته شده است. در آن بناهای تاریخی زیادی همچون منار درکنار مسجد
پامنار (بن کویه)، قلعه مغول و مسجد جامع چهار ایوانی(قدیمیترین مسجد
چهار ایوانی کشور)وجود دارد.
در ادامه این یادداشت می خوانیم:
تمامی این خاک و بوم و هر آنچه در آن وجود دارد، متعلق به تمامی مردم این
کشور است و نمیتوان به دور تاریخ و تمدن یک کشور حصار کشید و گزینشی افراد
را راه داد . آن کسانی که شما میگویید ناشایست هستند، شاید با دیدن این
اثر های ارزشمند دارای تحول شوند و راه را از من و شما درست تر انتخاب
کنند. گردشگران و بازدیدکنندگان، مردم این سرزمین هستند با هر پوششی که
باشند، آنها را میهمان میدانند.شرایط کنونی کشور و نام گذاری امسال مبنی
بر اقتصاد مقاومتی، باید عرض کنم که صنعت گردشگری نقش بسیارمهمی را ایفا
میکند؛ بهویژه چنین شهری که دارای مشکلات اقتصادی بسیاری نیز است و آمار
بیکاری در آن بیداد میکند.
روزنامه «گسترش تجارت» در گزارشی با
عنوان «نقش بخش خصوصی در توسعه گردشگری» می نویسد: به گفته فعالان صنعت
گردشگری، در سالهای اخیر با توسعه فضای مجازی، بسیاری از آژانسهای
گردشگری کارکرد خود بهعنوان فروشنده تورهای سفر و خدمات مختلف مسافرتی را
از دست دادهاند، چراکه مشتریان بهراحتی میتوانند با مراجعه به سایتهای
آنلاین، خدمات مورد نیاز خود را خریداری کنند. از سوی دیگر فعالان بخش
خصوصی معتقدند که دولت باید به برنامهریزی، هدفگذاری و سیاست گذاری، بیش
از دیگر وظایف خود در صنعت گردشگری پرداخته و پیش از نظارت باید اصلاح
قوانین و بازنویسی آنها بهطور اصولی و مناسب مورد توجه قرار گیرد. گفته
میشود دولت بسیاری از نقشهای اجرایی را در عرصه گردشگری بر عهده گرفته
است و به بخش خصوصی اجازه فعالیت چندانی نمیدهد. در حقیقت دولت به عنوان
نهاد نظارتی و بسترساز باید عمل کند، اگرچه من معتقدم نیازی به نظارت دولت
هم نداریم و اگر عنان بخش خصوصی را به خودش بسپاریم، این بخش خود بر عملکرد
خود نظارت میکند. بهترین اقدامی که دولت باید انجام دهد، بسترسازی و
اصلاح قوانین است.
در ادامه این گزارش آمده است: عدهای از فعالان
گردشگری در حوزههای مختلفی مانند آژانسهای گردشگری و راهنمایان گردشگری
تخلفاتی را مرتکب میشوند، بهعنوان نمونه تورهای غیرمجاز برگزار میکنند و
یا با هماهنگی با فروشندگان صنایع دستی، برخی محصولات صنایع دستی را با
قیمتهای گزاف به گردشگران خارجی عرضه میکنند. اگر دست بخش خصوصی را باز
بگذاریم و اختیارات کافی بدهیم، این بخش و فعالان بازار گردشگری خود بر
فعالیت های شان نظارت میکنند. اگر تخلفی در حوزه گردشگری رخ میدهد، به
دلیل نبود بسترسازی مناسب است. زمانی که فعالیتهای گردشگری در کشورمان
به طور جدی افزایش یافت، اینترنت و فضای مجازی وجود نداشت. دولت باید در
این حوزه به نظارت بپردازد، بهعنوان نمونه دولت نباید اجازه دهد همه
راهنمایان و فعالان گردشگری، تورهای طبیعتگردی برگزار کنند. همچنین در یک
زمان مشخص نباید تمامی آژانس های گردشگری به یک مقصد تور برگزار کنند.
روزنامه
«جوان» در گزارشی با عنوان «امکانات گردشگری «مرنجاب» با 300 هزار گردشگر»
می نویسد: امروزه درآمد بالای گردشگری موجب شده است که در بیشتر کشورهای
جهان در این زمینه سرمایه گذاری شود و با برجسته کردن برخی مناطق خود تعداد
بالایی از افراد را این مناطق کشانده و کسب درآمد کنند. مناطق کویری و
بیابانی از جمله دیدنی های جذاب در برخی از کشورها موجب شده تا افراد
بسیاری برای رفتن به این مناطق و استفاده از ظرفیت های بالای آن به این
مناطق سفر کنند. در این میان کویر مرنجاب با داشتن ظرفیت بالای گردشگری از
جمله مناطقی است که می تواند درآمد بالایی از توریست داشته باشد، با این
وجود نداشتن برخی از زیرساخت موجب شده است نتواند بهره ای در این زمینه
نصیب مردم منطقه کند.
در ادامه می خوانیم: کویر مرنجاب در شمال
شهرستان آران و بیدگل در استان اصفهان همواره به عنوان یکی از کویرهای
ایران که دارای متنوع ترین مناطق است همواره مطرح و سبب شده تا بسیاری
گردشگران ایرانی و خارجی برای دیدن این منطقه خصوصا استفاده از بیابان های
آن برای ظرفیت های ورزشی آن و مسابقات آترود به آنجا سفر کنند. یکی از
کارشناسان حوزه گردشگری در این رابطه به جوان می گوید: در حالی که برخی ها
با شنیدن کویر مرنجاب در ذهن خود منطقه ای کویری خشک و بی آب و علف ترسیم
می کنند اما جالب است بدانید به دلیل تنوع آب و خوایی در زمینه رشد انواع
گیاهان و سکونت حیوانات از تنوع بالایی برخوردار است.
** کافه نادری؛ نوستالژی تهران
کافه
نادری یکی از قدیمیترین و نوستالژیک ترین کافه های تهران به شمار
میرود. این کافه در قسمت شرقی پل حافظ و در خیابان نادری(جمهوری فعلی)
قرار دارد و مهاجری ارمنی به نام «خاچیک مادیکیاس» در 1306 خورشیدی آن را
تاسیس کرد. کافه نادری نیز روزگاری مکانی برای روشنفکران و ادیبان ایرانی
چون صادق هدایت، جلال آل احمد، احمد فردید، نیما یوشیج، سیمین دانشور،
نادرپور و احمد شاملو بوده است که پشت میزهای این کافه جمع میشدند.
روزنامه میخواندند، بحث های سیاسی، ادبی و هنری میکردند و مهمتر از همه
تاریخ ادبی این مملکت را رقم میزدند. چند شب گذشته خبری مبنی بر تخریب
بخشی از بنای با ارزش و تاریخی کافه نادری در فضای مجازی منتشر شد. با
انتشار این خبر، سخنگوی شورای شهر تهران در کانال رسمی تلگرامی خود اعلام
کرد که در این زمینه با شهردار منطقه 12گفت وگو کرده است و نیروهای شهرداری
و یگان میراث در محل مستقر هستند.
روزنامه «ابتکار» با درج گزارشی
با عنوان «خطر در کمین نوستالژی تهران» می نویسد: هوا اندکی گرفته و ابری
است. خیابان زیر طاقی از دود و سرما لمبر میخورد. در میان صدای بوق و
هیاهوی ماشینها تنها فریادهای رانندههای خطی به گوش میرسد. یکیشان با
صدای تو دماغی فریاد میزند: «جمهوری، لالهزار، چهارراه اسلامبول».
پیرمردی با ظاهری اتوکشیده که به نظر میرسد انگار در شلوغی تهران راه گم
کرده باشد، صدای مرد راننده را قطع میکند. «خیابان نادری هم میروی؟» مرد
راننده با صدایی آمیخته به خنده میگوید: «پدر از چه زمانی پا در خیابان
نگذاشتی؟ الان دیگر از نادری فقط یک هتل و یک کافه باقی مانده که از آن هم
خبرهای خوشی به گوش نمیرسد. همین چند روز پیش شنیدم میخواستند دیوار
حیاطش را خراب کنند.» و پیرمرد سوار میشود و میرود تا شاید خاطراتش را در
کافه نادری پیدا کند.
در ادامه این گزارش می خوانیم: مجموعه نادری
شامل (هتل، کافه تریا و رستوران) حالا بخشی از هویت و تاریخ و میراث ایران
به حساب میآیند. ساختمان نادری که مساحتی حدود 2500 متر مربع و زیر بنای
1500 متر مربع دارد و در شرق پل حافظ در خیابان جمهوری کنونی واقع شده
نزدیک به 14 سال پیش یعنی از سال 1382 با شماره ثبت 10446 در فهرست آثار
ملی ایران قرار گرفته است. بنای ساختمان کافه گرچه یک بار دستخوش آتشسوزی
شده و بازسازی دوباره چهره اصلی و اولیهاش را از بین برده اما ظاهر قدیمی
خود را حفظ کرده است. گرچه در ظاهر جدید کافه دیگر خبری از قوسهای قدیمی
نیست ولی درها و پنجرههای مستطیل شکل چوبی، عکسهای قدیمی روی دیوار و
چلچراغهای حبابی سقف، این مکان را به گذشته پیوند میزنند. خبر تخریب بخشی
از حیاط «کافه نادری»، از شب 15آذر موجی از نگرانی را در میان شهروندان
ایجاد کرد، خبری که پای ستاد اجرایی فرمان امام (ره) نیز در آن پیش کشیده
شد و میراث فرهنگی را برای چندمین بار بر سر یک مکان ثبت ملی شده رو در روی
ستاد اجرایی فرمان امام (ره) قرار داد. این خبر حتی علی اعطا، سخنگوی
شورای شهر تهران را به واکنش را وادار کرد و در کانال اطلاع رسانی اش
نوشت: «اخباری مبنی بر خطر تخریب دیوار کافه نادری در شبکه های اجتماعی
مطرح شده است. با شهردار منطقه صحبت کردم. گفت نیروهای شهرداری مستقرند،
یگان میراث هم قرار است مستقر شود. خود شهردارِ منطقه هم امشب کشیک است و
مراقبت میکند. گفتم به محض کوچکترین مسالهای، به من اطلاع دهند».
روزنامه
«اعتماد» با انتخاب گزارشی با عنوان «مروری بر کافه نشینی در تهران»
آورده است: کافهها جایی برای توقف هستند. برای دمی آسودن. گپ زدن با خودت
یا با دیگری. جایی برای مرور خودت و آنچه گذشته است. نشستن در کافه با
همهجا فرق دارد و کافهها فقط جای نشستن نیستند و به همین دلیل کافهنشین و
کافهدار مهم میشوند. از ادا و اطوار کافهنشینی که بسیار هم لذیذ است
نباید غافل شویم؛ بعضیها میزهای کنج کافه را ترجیح میدهند تا بسته
روشنفکریشان کامل شود و دوست دارند گاهی با غم به خوشحالی دیگران خیره
شوند که مثلا بگویند یارو خیلی تنهاست. این اداها بخشی از شیرینکاریهای
روشنفکرانه در کافههاست. تهران هم در صد سال اخیر به جمع «کافهشهرها»
پیوست اما در دهه گذشته رشد کافه و کافه نشینی در تهران شگفت آور بوده
است. در ایران یکی از نخستین نوشگاه ها بعد از صفویه قهوهخانهها بودند
که بعدا به دلیل دسترسی سریع تر به چای، ایرانیها جای قهوه خانه ها را
به چایخانه ها دادند و قهوه در معاشرتهای ایرانی کمرنگ تر شد و جایی
کوچک در مراسم عزاداری پیدا کرد که آنجا هم گویی کم اقبال بود.
در
ادامه می خوانیم: کافه های تهران بیشتر در شمال و جنوب و مرکز هستند اما
ناحیه مرکزی تهران یعنی شمال و جنوب خیابان انقلاب بیشترین حضور کافهها و
کافه قنادی های تهران را دارد. کافه قنادی ها با قهوهای که عموما
ایستاده سرو میشود درنگِ شیرین و دلچسبی را بین شلوغی روزانه تهران فراهم
میکنند. کافههای شمال تهران بیشتر برای قرارهای کاری و دوستانه است و
درکافههای مرکزی تهران علاوه بر کار و دوستی، بازار بحثهای هنری و
اجتماعی داغتر از چای و قهوه است. حتی پوشش کافهنشینان شمالی با
کافهنشینان جنوبی توفیر دارد. بخشی از بعضی بناهای قدیمی بازمانده از
قاجار هم به کافه تبدیل شده است. مثلا کافه سینما در باغ فردوس، کافه باغِ
نگارستان یا کافه باغِ موزه هنر. اگر کسی به عنوان مبتدی میخواهد به
دنیای کافه نشینی تهران وارد شود کافههای بلوار کریمخان زند، شروع خوبی
هستند.
روزنامه «ایران» با درج یادداشتی با عنوان «حراست شبکه های
اجتماعی از تخریب کافه نادری» می نویسد: شبکه های اجتماعی کافه نادری
پایتخت را از یک تخریب احتمالی نجات دادند. پنجشنبه شب خبرهای هشدارگونه از
تخریب کافه نادری در شبکههای اجتماعی از جمله توئیتر و تلگرام، یگان
حفاظت میراث فرهنگی و مأموران شهرداری منطقه 12 را به کافه نادری کشاند.
مسأله آنقدر نگرانکننده بود که در همان لحظههای نخست پویش دفاع از کافه
نادری راه افتاد. کافه نادری تنها کافه ثبت شده در فهرست آثار ملی کشور در
تهران است. فعالان میراث فرهنگی بیم آن دارند که این تفکیک غیرمنطقی، ساخت و
ساز در عرصه و حریم این بنای میراثی را در پی داشته باشد.
در
ادامه آمده است: کافه نادری یکی از مهمترین نشانههای تاریخ معاصر تهران
است؛ پاتوق معماران ادبیات معاصری چون صادق هدایت، جلال آل احمد، حمید
مصدق، فریدون مشیری. تهران شهر کافههاست و این کافه حلقهای مهم در زنجیره
گردشگری ادبی پایتخت محسوب میشود. ملک مجاور کافه نادری تا زمان تعیین
تکلیف موضوعات اختلافی درباره این ملک و کافه، از فهرست مزایده ستاد فرمان
امام(ره) خارج شد.
** مساله محیط زیست و رویکرد اجتماعی شدن آن
حفاظت
اکوسیستم های طبیعی برای آیندگان امری بسیار ضروری است که این مهم با حفظ
مراتع، دریاها، منابع خاکی، جلوگیری از آتش سوزی جنگل ها و ... به دست می
آید. بنابراین با اجتماعی کردن حفظ محیط زیست می توان از تخریب آن پیشگیری
کرد که این امر در راستای فرهنگ سازی و نهادینه شدن حاصل می شود.
روزنامه
«اعتماد» در گزارشی با عنوان «جاده سازی در زیستگاه خرس سیاه آسیایی» می
نویسد: بیش از 500 کوهنورد و فعال محیطزیست از سراسر کشور در اعتراض به
احداث جاده روستایی در حریم «پناهگاه حیات وحش زریاب» در منطقه دهبکری
شهرستان بم همایش برگزار کردند. پناهگاه حیات وحش زریاب در منطقه دهبکری
شهرستان بم و مرز منطقه مسکونی جیرفت قرار دارد. پیش از این و در سال 1387
تصاویری منتشر شد که از وجود خرسسیاه آسیایی در این منطقه حکایت داشت.
اهمیت خرس سیاه آسیایی که گونهای در آستانه انقراض به شمار میرود در این
منطقه موجب شد تا در سال 89 منطقه دهبکری به عنوان «پناهگاه حیات وحش
زریاب» ثبت شود. حالا اما اداره کل راه و شهرسازی جنوب استان کرمان قصد
دارد برای دسترسی شماری از خانوارهای روستایی این منطقه جادهای جدید احداث
کند. جادهای که بنا بر تخمینها نزدیک به 20 کیلومتر طول خواهد داشت و
حدود دو کیلومتر از آن تاکنون احداث شده است.
در ادامه آمده است:
یکی از فعالان محیط زیست شهرستان بم که تمایلی به انتشار نامش ندارد مدعی
است که بررسیهای او و سایر فعالان محیط زیست نشان میدهد که این جاده با
هدف دست درازی به منابع طبیعی و ایجاد ارزشافزوده برای زمینهای روستایی
احداث میشود و در حال حاضر ساکنان این روستاها به ٣٠ خانوار هم نمیرسند.
وقتی رهبری به صراحت فرموده اند که ما باید برای اجرای طرح هایی که به
بهانه ساخت جاده، هتل و حتی مدرسه علمیه اجرا میشوند و موجب تخریب محیط
زیست یا کوه خواری و جنگلخواری میشود هوشیار باشیم. کوهنوردان و فعالان
محیط زیست شرکتکننده در همایش حمایت از زیستگاه خرس سیاه آسیایی در پایان
گردهماییشان یک بیانیه هم صادر کردهاند. در بخشی از این بیانیه خطاب به
مسوولان استان کرمان آمده است: «لازم است کارگروهی مرکب از نماینده قوه
قضاییه، اداره کل بازرسی استان و حضور دو نماینده از سازمانهای مردم نهاد
تشکیل و رسیدگی به امور یاد شده را پیگیری نماید.»
روزنامه «قانون»
با انتخاب گزارشی با عنوان «مرگ کارون با «ونک»» می نویسد: بحران آب وارد
مقوله امنیتی شده و برای آن در کمیسیون امنیت ملی کشور، کمیته ویژهای
تشکیل شده است. پس از این بود که برخی از مسئولان بحران آب را جدی گرفته و
چشم های خود را روی واقعیت باز کردهاند. کمبود آب موجب درگیریهایی در
برخی استانهای کشور شده است. در روزگاری که حتی دادستان تهران نیز به
موضوع امنیتی شدن آب در برخی حوزههای کشور اعتراف میکند، شاهد صدور مجوز
از سوی سازمان حفاظت محیط زیست برای پروژه انتقال آب بهنام «ونک» هستیم.
مجوزی که با اعتراض گسترده استادان، کارشناسان و فعالان محیط زیست کشور
مواجه شده و برای نخستین بار نیز حتی صدای نمایندگان مجلس را درآورده است.
در
ادامه این گزارش می خوانیم: سازمان حفاظت محیط زیست با انتقال آب سرشاخه
های کارون در استان چهارمحال و بختیاری و سد ونک به دشت رفسنجان، واقع
در کرمان موافقت کرده است. محمد درویش، کارشناس محیط زیست به «قانون»
درباره موافقت سازمان محیط زیست با پروژه انتقال آب ونک میگوید: متاسفانه
سازمان محیط زیست بهجای آنکه براساس اصول مبتنی بر توسعه پایدار عمل کند و
رفتارهای خردمندانهتری را از دستگاههای توسعه کشور بخواهد، با نگرشی
کالامحور عمل میکند. هنگامیکه رییس سازمان بیان میکند، محیط زیست نباید
مشکلی برای توسعه کشور ایجاد کند؛ نباید کشور معطل محیط زیست شود، به پروسه
محیطزیست هراسی دامن میزند. این نشان دهنده عدم درک مدیران کنونی حاکم
بر پردیسان است. آنها باید تصویری از محیطزیست به نمایش بگذارند که
نشاندهنده بهبود کیفیت زندگی و توسعه پایدار است اما آن ها تلاش میکنند
که با کاهش ملاحظات محیط زیستی به هر قیمتی به رشد اقتصادی برسند.
روزنامه
«همدلی» با درج یادداشتی با عنوان «انگیزه مقاومت در برابر ظلم به محیط
زیست» که به قلم یوسف فرهادی بابادی نگاشته شد، آورده است: در این سال ها
تجربه سیاسی اجتماعی کشور به ما آموخته است نباید گمان کنیم کسی به خاطر
محیط زیست حاضر است چوب ملامتهای سیاسی، مدیریتی و امنیتی را به جان بخرد
اما اجازه ندهد یک وجب، حتی یک وجب از آب و خاک این کشور از بین برود. اگر
در دنیای واقعی به دنبال این سوالات هستید، لازم است از خود بپرسید چرا
صدای فعالان محیط زیستی شنیده نمیشود؟ چرا با وجود این همه کمپین و تلاش و
کوشش، روسای سازمانهای دخیل در این امور، مانند یک ریسوگراف به تکثیر
مجوزها روی آوردهاند؟ اما موضوع این بحث حتی پاسخ دادن به این سوال هم
نیست بلکه میخواهم به این بپردازم که چه اثری در «مخاطبِ نادیده گرفته
شده» به وجود میآید وقتی نه مردم حساب میشود، نه صاحب نظر، نه حتی
مخالف نامیده میشود و نه طبیعتا به بازی گرفته میشود؟
در ادامه
این یادداشت می خوانیم: در حوزه محیط زیست، داستان کشتن انگیزه، داستان
کشتن اشتیاق برای به ثمر رساندن چیزی است که نه تنها مخالفان از آن سود
میبرند بلکه متاسفانه آسیب زنندگان به محیط زیست هم از قِبَل آن سود
میبرند اما متاسفانه چنین شده است که سود آسیب زدن به بنیادین ترین
داشته های انسانی، بسیار دفعیتر، فشردهتر و کلانتر به جیب زده میشود.
شگفتآورترین بخش ماجرا این است که محیط زیستی بودن و مومن بودن دارای خصلت
مشابهی هستند؛ به وجهی که مومن نبودن و محیط زیستی نبودن نیز مشابه هم
میشوند. به عنوان مثال مومن دروغ نمیگوید، حق دیگران را از بین نمیبرد،
منفعت طلب نیست و سود او به اندازهای است که حلال باشد، محیط زیستی بودن
هم چنین است؛ باید خیر سود سرشار دفعی را بزنید، آرامآرام گام بردارید و
خیلی کارها را نکنید، باید منفعت طلبی را کنار بگذارید و بیش از همه به
خودتان دروغ نگویید، باید بر روی حق «حساس» باشد.