یک راز مخفی برای موفقیت !!
بنام خالق عشق

راز یا خون در رگ هایت
نقش رازدارى در زندگى چنان حیاتى است که امام صادق (علیه السلام) آن را همچون خونى که در رگهاى انسان جریان دارد دانسته، مىفرماید: سِرُّکَ مِنْ دَمِکَ فَلا یَجْرِیَنَّ مِنْ غَیْرِ اوْداجِکَ. «3» راز تو، بخشى از خون توست، پس نباید در غیر رگهایت جارى شود. از این حدیث شریف استفاده مىشود، همان طور که جریان طبیعى خون در بدن باعث ادامه حیات است و چنانچه به جاى جریان یافتن در رگها، به بیرون ریخته شود، منجر به مرگ مىشود، اسرار انسان نیز این گونه است، اگر از دل خارج شود و در مجراى غیر طبیعى قرار گیرد، زندگى عادى انسان را متزلزل کرده، آبروى او را در معرض خطر جدى قرار مىدهد.
فاش ساختن رازها خیانت است
به همان اندازه که رازدارى در اسلام مورد تأکید و سفارش قرار گرفته، افشاىراز، سخت نکوهش شده، زیرا پیامدهاى بسیار نامطلوبى براى انسان به دنبالخواهد داشت، تا جایى که در روایات از آن به عنوان خیانت یاد شدهاست؛ چنان که امیرمۆمنان على (علیه السلام) مىفرمود: وَ لا تُذِعْ سِرّاً اودِعْتَهُ، فَانَّ الْاذاعَةَ خِیانَةٌ. «4» رازى را که به تو سپرده مىشود، فاش مساز، که فاش ساختن رازها خیانت است. در پارهاى از روایات نیز فاش ساختن اسرار، شرکت در قتل پیامبران الهى شمرده شده است و از آنها استفاده مىشود که افشاى راز چه بسا منجرّ به قتل افراد بىگناه مىشود و انسان را در قتل آنها شریک مىسازد و عواقب چنین کارى انسان را در آتش دوزخ گرفتار خواهد ساخت.
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه «وَ یَقْتُلُونَ الْانْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ» «5» مىفرمود: اما وَ اللَّهِ ما قَتَلُوهُمْ بِاسْیافِهِمْ وَ لکِنْ اذاعُوا سِرَّهُمْ وَ افْشَوْا عَلَیْهِمْ فَقُتِلُوا. «6» به خدا سوگند آنان را با شمشیرهایشان نکشتند، ولى اسرارشان را فاش کردند و سبب قتل آنان شدند.
اقسام رازدارى
رازها را مىتوان به سه قسم شخصى، اجتماعى و تشکیلاتى- حکومتى تقسیم کرد:
1. رازدارى شخصى
هرکس از نظر اخلاقى و عملى، خصوصیاتى دارد که دیگران نمىبینند و از آن اطلاعى ندارند. این ویژگیها، رازهاى شخصى انسان محسوب مىشود، چنان که کارهاى زشتى که از فرد سرزده و یا مسائل سرّى که در منزل دارد، جزو رازهاى فرد به حساب مىآید.
حال سخن در این است که آیا انسان مىتواند رازهایش را براى دیگران بازگو کند؟ انسان عاقل سینه خود را صندوقچه اسرارش قرار مىدهد و از طریق رازدارى، خود را از پیامدهاى ناگوار افشاى اسرار، مصون مىدارد. امام على (علیه السلام) مىفرماید: سِرُّکَ اسیرُکَ، فَانْ افْشَیْتَهُ صِرْتَ اسیرَهُ. «7» راز تو، مادامى که آن را بر ملا نکردى، اسیر توست، ولى اگر آن را فاش کردى تو اسیرش مىشوى.
نقش رازدارى شخصى در موفقیت
هرگاه انسان هدفى را دنبال مىکند، لازم است اطراف و جوانب آن را مخفى بدارد تا به نتیجه مطلوب برسد، آنگاه اگر افشاى آن بىضرر بود، مىتواند آن را فاش سازد، ولى اگر کارش استحکام نیافته و به نتیجه نرسیده باشد، آن را بازگو کند، سنگ اندازیها نمىگذارد او به هدفش برسد. امیر مۆمنان على(علیه السلام) مىفرمود: انْجَحُ الْامُورِ ما احاطَ بِهِ الْکِتمانُ. «8» امرى که اطراف آن را کتمان گرفته باشد، به نجات و موفقیت نزدیکتر است. امام جواد (علیه السلام) مىفرماید: اظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ انْ یَسْتَحْکِمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ. «9» اظهار کردن چیزى که هنوز استوار نشده، موجب تباهى آن مىگردد.
پس به دوست خود چه می توانیم بگوییم؟

آن مقدار از اسرار را که اگر دشمن از آن مطلع شود، نتواند به وسیله آن زیانى وارد کند ابرازش براى دوست بلامانع است. امام صادق (علیه السلام) مىفرماید: لا تُطْلِعْ صَدیقَکَ مِنْ سِرِّکَ الَّا عَلى مالَوِ اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَمْ یَضُرُّکَ فَانَّ الصَّدیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوَّکَ یَوْماًما. «10» دوست خود را از رازهاى شخصى خودآگاه مساز، مگر درباره امورى که اگر دشمنت از آنها آگاهى یافت، زیانى براى تو نداشته باشد، زیرا چه بسا دوست انسان روزى دشمن گردد [و چون نقاط ضعف را مىداند، با آن انسان را بکوبد.]
2. رازدارى اجتماعى
منظور از رازدارى اجتماعى، حفظ اسرار مردم در مسائل اجتماعى، سیاسى و ... و بیان نکردن ضعفهاى آنها در این زمینه است. افشاى اینگونه رازها جایز نیست، ولى چنانچه اسرار اجتماعى و سیاسى افراد از قبیل اشاعه فحشا، تشکیل باندهاى فساد و تباهى و این گونه کارهاى خلاف باشد، افشاى آنها نزد مسئولین امر جهت اتخاذ تصمیم و اقدامات لازم مانعى ندارد و چه بسا واجب و ضرورى باشد. بنابراین، حفظ اسرار اجتماعى دیگران (جز در مواردى که افشاگرى مهم تر و ضروریتر است) لازم مىباشد، بویژه از ناحیه کسانى که زودتر و بیشتر از دیگران رازها در اختیارشان قرار مىگیرد، مانند کسانى که در رابطه با امنیت داخلى یا خارجى کار مىکنند و یا کسانى که در قسمت جذب و گزینش نهادها، ادارات و سایر مراکز هستند و درباره نیروهایى که مىخواهند به کار بگیرند، اطلاعاتى کسب مىکنند.
3. رازدارى تشکیلاتى- حکومتى
در مسائل اطلاعاتى - امنیتى نیز افشاى اسرار دیگران در اجتماع و براى مردم جایز نیست، بلکه گاهى زیان آور است، ولى اگر این اسرار از امورى باشد که کتمان آن خطرى را متوجه نظام مىکند، لازم است نزد مراجع صلاحیت دار بازگو شود و سکوت در مقابل آن جایز نیست.
بنابراین انسان عاقل سینهاش را صندوقچه اسرار شخصى خود قرار داده و با پنهان ساختن رازهایش، خود را از پیامدهاى ناگوار آن- مانند به اسارت درآمدن، ضرر و زیان جبران ناپذیر دیدن، ناکامى در اهداف و اندوه و افسوس مداوم خوردن- مصون مىدارد؛ همچنین فرد عاقل و زیرک، در حفظ اسرار دیگران جدیت کرده و فاش ساختن رازهاى دیگران را خیانت و در بعضى موارد گناه کبیره مىداند. اسرار دیگران، چه مربوط به امورشخصى آنان، چه مربوط به اسرار و ضعفهاى اجتماعى آنها و چه مربوط به مسائل اطلاعاتى، امنیتى باید حفظ شود، بخصوص از ناحیه کسانى که زودتر و بیشتر از دیگران، رازها در اختیارشان قرار مىگیرد.
بار الها می دانیم که یکی از صفات اخلاقی خوب، فاش نساختن راز بندگانت است. ولی گاهی اوقات در عمل کم کاری می کنیم. پروردگارا بحق محمّد و آله الطاهرین علیهم السلام ما را به این صفت پسندیده متخلّق بفرما. الهم صل علی محمّد و آل محمّد و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان.
پی نوشت ها:
1. بحارالأنوار، ج 74 ، ص 178، ح 17.
2. ترجمه غرر الحکم، 44 / 67.
3. میزان الحکمة، ج 2، ص 1283.
4. غرر الحکم، ص 320، ح 7417.
5. سوره بقره، آیه 61.
6. الکافی، ج 2، ص 371.
7. غرر الحکم ج1 ص437.
8. شرح غررالحکم، ج 2، ص 458.
9. تحف العقـول ص 457.
10. بحارالأنوار ، ج 75،ص 71.