روح الله مهرجو استاد دانشگاه و کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

روح الله مهرجو استاد دانشگاه و  کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

این وبلاگ کاملا شخصی می باشد
mehrjoor.ir

بایگانی
آخرین نظرات

۲۷۹ مطلب با موضوع «مناسبتها» ثبت شده است

بسم الله

جابر بن عبدالله انصاری روایت می‌کند:

روزی پیامبر بعد از نماز ظهر و عصر با اصحاب در مسجد نشسته بودند. پیرمردی بیابانی خسته و با نفسهای به شمارش افتاده وارد شد که معلوم بود از راه دوری می‌رسد و نیازمند است .

رسول خدا از وضع او سوال نمود، گفت: یا نبی الله! من پیرمردی گرسنه‌ام . مرا سیر فرما! برهنه ام، مرابپوشان، بیچاره ام، دستگیری‌ام نما! پیامبر فرمود: خواسته‌های تو را فعلا نمی‌توانم بر آورده نمایم، ولی تو را نزد کسی می‌فرستم که خدا و رسولش وی را دوست دارند، او هم خدا و رسول را دوست دارد. آنچه داشته باشد، دیگران را بر خود مقدم می‌دارد.

دستور داد او را به خانه فاطمه راهنمایی کنند. بلال پیرمرد را به منزل فاطمه برد، پیرمرد از پشت در صدا زد:

سلام بر شما ای خانواده پیامبری که فرشتگان نزد شما رفت و آمد می‌کنند و منزلتان محل فرود جبرئیل امین است . فاطمه جواب سلام را داد و فرمود: کیستی و از کجا آمده ای، به عرض رساند:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۳ ، ۰۷:۵۷
مجتبی مهرجو

بسم الله

یا فاطمه الزهرا
بهار سفره‌ی سبزی ست از سیادت تو
شب تولد هستی ست یا ولادت تو ؟
تو سرّ مخفی لولاکی و جهان گم بود
اگر نبود گل افشانی ولادت تو
شهود ، شمه‌ای از ربنای شعله ورت
حضور ، گوشه‌ای از خلوت عبادت تو
تو نور نور علی نوری ای تمامت نور
کدام ذره ندارد سر ارادت تو
به پاس رویت رویت رکوع کرده هلال
و یا شکسته قدش در شب شهادت تو؟
پناه گریه‌ی تنهایی علی (ع) بودی
قسم به خطبه ی مولایی رشادت تو
پر از جمال و جلال جمادی و رجبم
شب ولادت مولاست یا ولادت تو ؟!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۰۴
مجتبی مهرجو

بسم الله


ولادت حضرت زهرا,تولد حضرت زهرا,میلاد حضرت زهرا

 

 به ناگاه دربهای آسمان گشوده شد ، سپهری از سوی خدا فرود آمد در سرزمین ابطح، آری جبرئیل با بالهای گسترده از شرق تا غرب عالم و این حبیب خداست که در جمع اصحاب نشسته

 

جبرئیل ندا بر آورد:

«هان ای محمد ، خداوند بزرگ بر تو درود میفرستد و تو را فرمان میدهد که چهل شبانه روز از خدیجه دوری گزینی»

 

عقل کل از کل هستی شد جدا                                  تا چهل شب کرد خلوت با خدا

این چهل شب در سرش شور تو بود                          بهر استقبال از نور تو بود

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۵۲
مجتبی مهرجو

بسم الله

در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علماى اسلام اختلاف است. لکین در بین علماى امامیه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. (1)

مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه خدیجه اتفاق افتاد. این خانه در محله ‏اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى‏ گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساکن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)

و از آنجا که محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) و مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ هم‏زمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام کردند. (3)

 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۵۱
مجتبی مهرجو

بسم الله



           از کرانه کوثر

     

فاطمه! ای گلواژه آفرینش!

کجا زبان ما را رسد که وصف تو گوییم و کجا به اندیشه ما آید که ذکرتو آریم، و کجا توان قلم بود که نقش حسن تو نویسد و کدام آینه است که درخشش نور تو را بتاباند.

فاطمه! ای بزرگ بانو!

ای نام تو، جامع کمالاتت که گویای عصمت آتش سوز توست. ای آن که دامنت، رسالت سردار توحید را پرورد. ای آن که مهر رخت، خورشید فروزان مریم و آسیه و خدیجه را فزونتر است؛ چرا که جهان بانوان را تو سروری. ای آن که شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت و اخلاص چشیده ای. ای آن که بر گرده گیتی، دوریحانه مصطفی (ص) را مادری، پس نقش آفرین کربلای 61 تویی؛ آری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۴۸
مجتبی مهرجو

بسم الله

یا فاطمه الزهرا
از جمادی ثانی آمد روز بیست                
هیچ روزی بهتر از این روز نیست
طاهره تنها درون خانه بود                          
منتظر بر کودکی دردانه بود 1
ناگهان دردی درون خویش دید                         
حالتی زیبا در او آمد پدید
خواب‌های صادقه نور و عطور               
یک ستون از آسمان سبز و قطور
بوی یاس و نور آمد از اثاث                  
مجمعی روحانی از خیرالاثاث 2
بوی جنّت می‌رسیدش بر مشام                   
آمد آن نوزاد در آغوش مام
دختری اسپید همچون برگ یاس              
نوگلی بشکفته اندر بین ناس
خنده آمد بر لبان طاهره                      
او نوازش کرد روی باهره(روشن)
جملگی شادان آن افلاکیان                    
هم چنین پرخنده جمع خاکیان
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۰۵
مجتبی مهرجو


تاریخ و مکان تولد حضرت زهرا (س)

در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علماى اسلام اختلاف است. لکین در بین علماى امامیه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. (1)


مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه خدیجه اتفاق افتاد. این خانه در محله‏اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساکن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۲۰:۵۴
مجتبی مهرجو

بسم الله

یا فاطمه الزهرا

آسیابِ فاطمه می‌چرخد و آسیاب روزگاران نیز.

 نیایش، زهد، اخلاص، فشار اقتصادی و گذشت روزگار، فاطمه را چنان رنجور کرده که تنها، سایه‌ای ملکوتی به نظر می‌آید.

دستان نحیف، آسیاب صخره‌ای را می‌چرخانند. او تا اوج خستگی کار می‌کند. طُرّه‌ای از موی مشکینش به آسیاب می‌رسد. آسیاب می‌چرخد و می‌چرخد و چشمانِ خسته ی زهرا بسته می‌شوند. سنگ آسیاب می‌ایستد. فاطمه خواب است و سنگ می‌چرخد. (1)

آری، برای آن که سنگ بچرخد و فاطمه با آرامش چشم بر هم نهد، فرشته فرود می‌آید.(2)

گاه که فاطمه به نماز می‌ایستد، نوزاد می‌گرید، فرشته گهواره را می‌جنباند تا کودک آرام گیرد.(3)

زهرا چنان در عشق الهی می‌سوزد که سرتاپا خدایی شده و آن چنان که «خشنودی او خشنودی خداوند و خشم وی خشم پروردگار»(4) به شمار می‌آید.

آفریدگار مریم را آفرید و زکریا سرپرستی او را برعهده گرفت و فاطمه را آفرید و محمّد سرپرستی او را برعهده گرفت.(5)

کسی محبوبتر از فاطمه نزد رسول خدا صلی اللَّه علیه و اله و سلم نیست. (6)

گاه که فاطمه به نماز می‌ایستد، نوزاد می‌گرید، فرشته گهواره را می‌جنباند تا کودک آرام گیرد

اینک در می‌یابیم چرا هرگاه پدر عزم سفر دارد با آخرین کسی که خداحافظی می‌کند فاطمه است و هنگام بازگشت از سفر، زهرا نخستین فردی است که رسول خدا به دیدارش می‌شتابد. وی را می‌بوسد و بهشت را استشمام می‌کند.

شگفتا از چنین جایگاهی! بانویی عاشق خداوند و معشوق محمد، بانویی که با چشم سر و چشم دل می‌بیند، بانویی بسانِ تندیسی تراشیده شده از نور، پَری آمده از دنیای پریان تا چند سالی را در زمین زندگی کند.

چه روح بلندی که پیکر رنجور از حمل آن رنج می‌کشد.

پدر و شویش از جهاد برمی گردند. پدر وارد خانه ی دخترش می‌شود. در ورودی اتاق پرده ای، در گردنش گردنبندی و در گوشهایش گوشواره‌ای می‌بیند، اندوهگنانه برمی گردد.  (7)

فاطمه، راز ناخرسندی پدر را درمی یابد. گردنبند و گوشواره و پرده را می‌کند و با فروش آنها، پولشان را به مسلمانان بینوا می‌پردازد. ابر اندوه از چهره پدر زدوده می‌شود و می‌گوید:

 پدرش فدایش... پدرش فدایش... پدرش فدایش.

دنیا برای محمد و خاندان وی نیست.

 

پی‌نوشت‌ها:

1)لسان المیزان، عسقلانی، ج 5، ص 65،- مقتل الحسین،خوارزمی، ص 68. 

2) مناقب ابن شهرآشوب، ابن شهرآشوب، ج 3، ص 348 و 385.

3) مناقب ابن شهرآشوب، ابن شهرآشوب، ج 3، ص 35.

4)  مستدرک حاکم، نیشابوری، ج 3، ص 153- التّدوین، یافعی، اسکندریه، ج 3، ص 42- اسدالغابة، ابن اثیر، ج 5، ص 522

5) الترمذی، ج 13، ص 247- ینابیع المودّة، قندوزی، ص 172

6) الروضة النّدیة، دمشقی.

7) مستدرک، الحاکم، نیشابوری، ج 3، ص 152 و 153

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۰۲
مجتبی مهرجو

بسم الله

از حضرت امام على علیه السلام نقل شده است که فرمود:

فاطمه زهرا عزیزترین عزیزان رسول خدا صلى الله علیه و آله در خانه من بود، این بانو آن قدر با آسیاب آرد کرد تا دست هایش پینه بست و آن قدر از چاه آب کشید که اثر آن بر سینه اش باقى مانده بود و به اندازه اى خانه را روبید تا این که لباسهایش غبارآلود شد. و آن قدر زیر دیگ آتش برافروخت تا لباسش کثیف و گردآلود گردید و به همین علت به سختى و زحمت افتاد، روزى شنیدیم غلام چندى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آوردند به فاطمه گفتم : وقتى خدمت پدر خود رفتى از وى خادمى را بخواه تا در کارها مددکار باشد و از این همه رنج و محنت آسوده شوى .

پس فاطمه زهرا خدمت رسول خدا رفت ، ملاحظه کرد که گروهى با ایشان مشغول بحث و گفتگو هستند، لذا بدون این که با پدر سخنى بگوید به خاطر شرم و حیا بازگشت . على علیه السلام فرمود: چون رسول خدا مى دانست که فاطمه زهرا علیها السلام براى حاجت نیازى مراجعه کرده است ، لذا خود به منزل ما آمد، حضرت فرمود: فاطمه جان ! براى چه منظورى به سوى من آمدى و دو مرتبه سوال فرمود و فاطمه ساکت بود، على علیه السلام مى گوید: عرض کردم : اى رسول خدا من علت را براى شما ذکر مى نمایم . فاطمه آن قدر سنگ آسیاب را چرخانده که دستش پینه بسته و آن قدر آب کشیده که بر سینه اش اثر آن باقى مانده و آن قدر خانه را جاروب کرده که لباسش خاک آلود شده و آن قدر آتش در زیر دیگ افروخته که پیراهن او کثیف شده و بوى دود گرفته . شنیدیم که غلامان و خادمان چندى را خدمت شما آوردند، به وى گفتم : به سراغ پدر خود رفته از ایشان خدمتکارى بخواه تا تو را مساعدت نماید.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: شما را از مطلبى آگاه کنم که بهتر است براى شما از خادمى که سوال کردید، وقتى از خواب برخاستید (در بعضى روایات است وقتى به رختخواب رفتید) سى و چهار بار الله اکبر و سى و سه بار سبحان الله و سى و سه بار الحمدلله بگویید آن بتهر است براى شما از خادم که خدمت شما را بکند.*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۰۱
مجتبی مهرجو

بسم الله

فاطمه ای طلیعه عشق!

فاطمه ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول(ص)!

پیش از تو خدای عالم، بهانه ای برای آفریدن نداشت. عشق بی معنا مانده بود.

فخر، فروتنی، بزرگی، آبرو، زیبایی و کمال همه واژه هایی تهی، بی فروغ و بی نشان بودند.

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا کردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مکتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت؛ زیبایی را تو زینت بخشیدی؛

و ... بالاخره کمال نیز بواسطه تو تکامل پذیرفت.

گاه شکفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله کنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید.

مانده ام از تو چه بگویم؟ چگونه  بگویم؟ که قلم درمانده از ستایش توست؛ تویی که:

تجلّی خدایی و خدای تجلّی؛

که تمام حسنی و حسن تمام؛

که دخت یکتای رسولی و یکتا دخت رسول؛

که کوثر حقیقتی و حقیقت کوثر؛

که چشم روشن رسولی و روشنای چشم رسول (ص)؛

که محبوبترین همسری و همسر محبوبترین؛

که فخر کمالی و کمال فخر؛

که تجسّم عصمتی و عصمت مجسّم؛

که حقیقت ژرفی و ژرفای حقیقت؛

که طهارت محضی و محض طهارت؛

که ...

 

تو اما با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا کردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مکتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت. 

تاریخ هرگز از یاد نخواهد برد آن بامداد رؤیایی،‌آن پگاه شگرف که تو در وجود آمدی، گاه شکفتن تو، لبخند رضایت بر لبان خدا جاری بود، فرشتگان هل هله کنان شعر سرور می سرودند، عالم غرق در اشتیاق بود، محمد(ص) اما در پوست خود نمی گنجید، کودکان شادمانه این و آن سو می پریدند. زنان، بر مادر تو، خدیجه، رشک می بردند.

و اینک...

تو آن ماه تمامی که روزی از مشرق سرزمین وحی درخشیدن گرفتی و امروز عالمیان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شکوهمند تو... 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۳ ، ۱۳:۵۷
مجتبی مهرجو