بسم الله
توفان ها می وزند و من بی تو، بی تکیه گاهم. محتاج دمی خلوت با تو هستم تا برویم، تا استوارتر شوم، تا پا بگیرم...
بسم الله
توفان ها می وزند و من بی تو، بی تکیه گاهم. محتاج دمی خلوت با تو هستم تا برویم، تا استوارتر شوم، تا پا بگیرم...
بسم الله

اعتکاف چیست؟
بسم الله

مقدمه

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بیهمتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آن که او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستودهای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شدهها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بیاندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روحالقدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیدهای را میبیند، و هیچ دیدهای را توان دیدار او نیست.
بزرگوار و بردبار و بخشندهایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.
در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمیکند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمینماید. به اسرار نهان و به سویداء سینهها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمیافکند.
بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آن که به دیدهها مشهود گردد ولیکن او هر دیدهای را در مییابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.
به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.
بسم الله
مناظرة امام باقر علیه السلام با عبدالله بن نافع:
«عبدالله بن نافع» از خوارج بود و برای خود طرفداران و دار و دستهای داشت، که با امام علی علیه السلام به خاطر کشتن خوارج نهروانی دشمن بود.
روزی گفت: اگر بر روی زمین کسی باشد که مرا قانع کند که علی علیه السلام در کشتن خوارج، بر حق بود، هر جا که باشد به محضرش میروم و تا آخر عمر مرید او میشوم.
یکی از حاضران گفت: آیا به نظر تو هیچ کس از فرزندان علی علیه السلام نیست که تو را قانع سازد.
عبدالله: آیا در میان فرزندان او دانشمندی وجود دارد؟
یکی از حاضران: همین نشانه ناآگاهی توست. مگر میشود در میان فرزندان علی علیه السلام دانشمندی وجود نداشته باشد.
عبدالله: اکنون دانشمند خاندان علی علیه السلام کیست؟
یکی ازحاضران: محمد بن علی معروف به امام باقر علیه السلام است.
عبدالله با برجستگانِ طرفدارش به مدینه سفر کرد و به محضر امام باقر علیه السلام رسید.
امام باقر علیه السلام فرزندان مهاجر و انصار را به آن مجلس دعوت کرد، مجلس از دو طرف پر از جمعیت شد.
امام باقر علیه السلام مثل ماه تابان در میان آنها درخشید. آنگاه پس از حمد و ثنای خداوند مناظره زیر رخ داد:
امام باقر علیه السلام : ای گروه فرزندان مهاجر و انصار! هر کسی از شما که فضیلتی از علی علیه السلام میداند برخیزد و آن را بازگو کند.
آنها از هر سو برخاستند و بخشی از مناقب امام علی علیه السلام را بیان کردند.
بسم الله

امام علی (علیه السلام) یک انسان کامل و فرزانه است. او این فرزانگی را در مکتب پیامبر(صلی الله علیه وآله) آموخته بود. و به خوبی
میدانست که وجود پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) برای همه جهانیان رحمت و آرامش است. امام(علیه السلام) خطر فاصله گرفتن از
ارزشهای دینی و انسانی را کاملا درک میکرد و از این رخداد انحرافی و ارتجاعی بهعنوان یک مسئله اسفباریاد میکرد.
«ای مالک آنگاه که در دیار مصر مستقر شدی و مسئولیت اداره آن جا را بر عهده گرفتی مبادا که مانند حیوان
درندهخو، خوردن آنان را غنیمت شمری! چرا که آن مردمان دو گروهاند: یا برادر دینی تو هستند و با تو رابطه
دینی دارند و یا با تو پیوند انسانی دارند.» (16) از این سخن تاریخی، جز توسعه حقوقی چیز دیگری به دست
میآید؟
باسمه تعالی

یکی از مسائلی که در مباحث کلامی (1) مربوط به امامت جایگاه ویژهای یافت، این بود که: "آیا ممکن است فردی در سنین اندک به مقام امامت برسد؟" این مسأله از آن هنگام که امام جواد (علیه السلام) در سال 203 هجری به در سن هشت سالگی امامت رسیدند، به صورت جدیتری در محافل علمی ـ کلامی مطرح شد، خصوصا اینکه امام هادی (علیه السلام) در سن هشت سالگی و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز در سن پنج سالگی به امامت رسیدند.
در میان نصوصی که درباره امامت امام جواد (علیه السلام) بر جای مانده، به ویژه خاطر نشان شده است که امام رضا (علیه السلام) فرزند خردسالش را از جانب خداوند به جانشینی خود برگزید و با این که هنوز فرصت زیادی برای این کار وجود داشت، به معرفی این جانشین اصرار میورزید. حتی امام رضا (علیه السلام) در برابر پرسش بعضی از اصحاب درباره سن اندک حضرت جواد (علیه السلام) با اشاره به نبوت حضرت عیسی (علیه السلام) در دوران شیرخوارگی عنوان داشتند که سن عیسی (علیه السلام) هنگامی که نبوت به او اعطا شد، کمتر از سن فرزند ایشان یعنی امام جواد (علیه السلام) بوده است.(2)
بسم الله

(ثقة السلام کلینی رحمه الله)
بسم الله

محسن برزگرمحمدی متولد 1351 است که در سال 65 در جبهه جنوب به درجه رفیع جانبازی نایل شده، دانش آموز بود و 13 سال و هشت ماه سن بیش نداشته که وارد جبهههای نبرد حق علیه باطل وارد میشود. بیش از 108 ترکش در بدنش وجود دارد و 18 تا هم در سرش به یادگار مانده است اما از درصد جانبازیش چیزی نمیگوید.
وی میگوید: جبههها به ما نیاز داشت و میدیدیم که هم دین و مذهبمان در خطر قرار گرفته و هم میهنمان؛ احساس تکلیف کردم و امام اعلام کردند جهاد واجب است و سن و قشر خاصی را متوجه نمیشود، هرکس میتواند اسلحه به دست بگیرد باید برود از میهنش و اسلام دفاع کند.
وی ادامه میدهد: متأسفانه اکنون میبینیم مسئولانی که پس از جنگ به روی کار آمدند، افرادی هستند که در آن زمان هم از لحاظ مالی توان داشتند، هم سن فرزندانش اقتدا میکرد تا در جبههها حاضر شوند و هم قدرت بدنی لازم را داشتند. آیا جهادی که ولی امرشان، امام تکلیف کرده بود، بر عهده آنان نبود و فقط دیگران را باید تشویق میکردند بروند و آنها پشت خط بمانند؟
اعلام میکردند بروید و ما باید پشت خط بمانیم و از شما حمایت کنیم اما این ّمسائل در روحیه جوانان ما تأثیری نداشت نه اینکه بگویم متوجه نبودند میدیدند و میفهمیدند همانطور که در فیلم اخراجی ها میدیدیم که آن جوان به مسئول ثبت نام میگفت: « شما هم بیا بریم» و در جواب گفت: انشالله خدا قسمت کند و این خدا قسمت کند را فقط سر زبانشان داشتند. میتوانستند در این عرضه پا بگذارند اما میدیدیم که جانان و مالشان را فقط دوست دارند.
بسم الله
اگر دوره های امامت را به چهار دوره
تقسیم کنیم، دوره امام هادی علیه
السلام به خاطر ویژگی های خاص سیاسی و
علمی و فرهنگی دوره ای دیگر است که در آن علاوه بر تدبیر برای آینده شیعه از لحاظ
سیاسی و عقیدتی، تحکیم پایه های فرهنگی و انتقال کامل دست آوردهای تمام دوران
امامت انجام گرفته و مرحله نوینی برای شیعه آغاز گردیده که در نوع خود نقطه عطف
بسیار مهمی است.
هر یک از ائمه علیهم السلام در دوره
خود براساس تدابیر مقتضی و مناسب با حوادث و تحولات اجتماعی و سیاسی و فکری، جهت
هدایت شیعیان و حفظ خط اصلی اسلام ناب، اقدامات بسیار سنجیده ای را انجام داده
اند. به نحوی که با وجود حاکم بودن شرایط سخت و اختناق سیاسی، تشیع به عنوان خطی
روشن که متمایز با اکثریت حاکم بود، موجودیت خود را حفظ کرد.
دوره امام هادی علیه السلام
دوره ای است که بنیان برخی از اندیشه های ناب تشیع شکل گرفته و بنیان
مرجعیت و زعامت شیعه در این دوره گذاشته شده بود. قرن سوم در جهان اسلام قرن نوینی
از نظر علمی و فکری بود که حرکت جامعه به سوی رشد علمی و فرهنگی با رویش اندیشه
های جدید کلامی و ورود شبهات مختلف عقلی و فلسفی- که متأثر از نهضت ترجمه بود
مرحله ای متمایزتر از گذشته را در پیش روی قرار داده بود. مکاتب و فرقه های مختلف
علمی با اختلافات و تنازع، درحال تولید علم براساس اندیشه های خود بودند. و
نابسامانی فکری تمام جهان اسلام را به خاطر شیوع شبهات گرفته بود.
اما مکتب اهل بیت با برتری محسوس، در
محاصره دستگاه سیاسی از پایه های محکم و استوار و منطقی به برکت وجود ائمه علیهم
السلام برخوردار بود و هرگاه شبهه ای متوجه کلیت و محتوای اسلام می شد تنها پاسخ
قانع کننده از سوی رهبران مکتب اهل بیت صادر می شد. و این واکنش اساسی از سوی ائمه
منجر به سامان دهی سازمان یافته مبانی فکری اسلام می شد.
امام هادی علیه السلام در این دوره خطیر و از لحاظ علمی که برای آینده
جهان اسلام اهمیت خاص داشت، امامت داشت و بایستی به گونه ای بنیان های علمی مکتب
اهل بیت را تأسیس و سازماندهی می کرد که تا قرن های آتی این بنیانگذاری، نیازهای
فکری و سیاسی را پاسخ بدهد. امام آینده ای بسیار دور را مدنظر داشت و از نظر فکری
و سیاسی جهت صیانت و استمرار امامت مدبرانه، برنامه ریزی کرد و شالوده های مهم را
مشخص نمود که در این مقاله به قسمت هایی از مدیریت توانمند فکری و علمی امام می
پردازیم