روح الله مهرجو استاد دانشگاه و کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

روح الله مهرجو استاد دانشگاه و  کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

این وبلاگ کاملا شخصی می باشد
mehrjoor.ir

بایگانی
آخرین نظرات

۲۷۹ مطلب با موضوع «مناسبتها» ثبت شده است

بسم الله

محتاج دمی خلوت با تو هستم تا برویم، تا استوارتر شوم، تا پا بگیرم.

توفان ها می وزند و من بی تو، بی تکیه گاهم. محتاج دمی خلوت با تو هستم تا برویم، تا استوارتر شوم، تا پا بگیرم...

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۱۳
مجتبی مهرجو

بسم الله

اعتکاف،سیاحتی عرفانی و ضیافتی رحمانی

اعتکاف چیست؟

عبادت: ذات خداوند، شئوناتی دارد. گاهی به صورت فکر و ذکر و شکر است. گاهی به صورت حرکت است و گاهی هم به صورت سکون؛ تا خدا چه دستور دهد و رسول خدا، چه پیامی آورده باشد ادعیه و اذکار فراوانی هست که به «ذکر و شکر » معروفند. طواف به دور کعبه و سعی بین صفا و مروه، از جمله عباداتی است که در حال «حرکت» انجام می‌شود. وقوف در عرفات و شعر و منا با آن آداب خاص هم عبادتی است که به صرف ماندن و عکوف حاصل می‌شود. در حقیقت، وقوف و عکوف و اقبال همراه با تعظیم و بزرگداشت شعائر، خود ف یکی از بزرگ ترین عبادت است که حرکت در آن شرط نیست؛ گرچه می‌تواند همراه حرکت نیز باشد.
کلمه اعتکاف از ریشه «عکف » می‌باشد. اهل لعنت برای این ریشه، معنای گوناگونی آورده‌اند: رویکرد به چیزی با توجه و مراقبت، اقبال به چیزی بی آنکه روی از ان بر گردد، التزام به یک مکان و اقامت در آن و... بنا بر این اعتکاف را می‌توان بدین شکل معنا کرد: اعتکاف به معنی اقامت گزیدن در جایی است؛ به طوری که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و این التزام ناشی از اهمیت و عظمت آن موضع باشد. »
و با تعریف اصطلاحی امام خمینی (ره) از اعتکاف کرده‌اند: اعتکاف، ماندن در مسجد و نیت عبادت است و قصد عبادت دیگر ف در آن معتبر نیست. اگر چه احتیاط مستحب _ نیست عبادتی دیگر، در کنار اصل ماندن می‌باشد. [تحریر الوسیله، ج 1، ص 304]
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۱۲
مجتبی مهرجو

بسم الله

اعتکاف، تقویت سه ارتباط

مقدمه

اعتکاف، در فرهنگ دینى خصوصا دین اسلام از جایگاه بس والا و عظیمى برخوردار است.
قرآن کریم مى‏فرماید: «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ»؛ «و [به خاطر بیاورید[ هنگامى که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن براى مردم قرار دادیم، و [براى تجدید خاطره] از مقام ابراهیم عبادتگاهى براى خود انتخاب کنید و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا براى طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید.»
و در روایات نیز تعبیرات گرانسنگ و با ارزشى از اعتکاف شده است که به نمونه‏اى اشاره مى‏شود:
در حدیث نبوى مى‏خوانیم: «اَلْمُعْتَکِفُ یَعْکِفُ الذُّنُوبَ وَ یَجْرى لَهُ مِنَ الاَْجْرِ کَاَجْرِ عامِلِ الْحَسَناتِ کُلِّها؛ معتکف گناهان را متوقف نموده [و از بین مى‏برد] و اجرى بسان انجام دهنده تمام نیکیها دریافت مى‏دارد.»
با توجه به چنین جایگاهى که براى اعتکاف وجود دارد، شایسته است برنامه اعتکاف را به گونه‏اى طرح ریزى کنیم که بیش‏ترین و بهترین بهره‏ها را در آن ببریم.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۱۰
مجتبی مهرجو

بسم الله

حضرت علی علیه السلام

حمد و ثنای الهی

ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بی‌همتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آن که او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستوده‌ای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمان‌های بلند و گستراننده گستره شده‌ها و فرمانروای مطلق زمین‌ها و آسمان‌هاست و بی‌اندازه پاک و بی‌نهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روح‌القدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزون‌بخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیده‌ای را می‌بیند، و هیچ دیده‌ای را توان دیدار او نیست.

بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمی‌کند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمی‌نماید. به اسرار نهان و به سویداء سینه‌ها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمی‌افکند.

بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آن که به دیده‌ها مشهود گردد ولیکن او هر دیده‌ای را در می‌یابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.

خداوند، بزرگوار و بردبار و بخشنده‌ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.

به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۰۹
مجتبی مهرجو

بسم الله


مناظرة امام باقر علیه السلام با عبدالله بن نافع:

«عبدالله بن نافع» از خوارج بود و برای خود طرفداران و دار و دسته‌ای داشت، که با امام علی علیه السلام به خاطر کشتن خوارج نهروانی دشمن بود.

روزی گفت: اگر بر روی زمین کسی باشد که مرا قانع کند که علی علیه السلام در کشتن خوارج، بر حق بود، هر جا که باشد به محضرش می‌روم و تا آخر عمر مرید او می‌شوم.

یکی از حاضران گفت: آیا به نظر تو هیچ کس از فرزندان علی علیه السلام نیست که تو را قانع سازد.

عبدالله: آیا در میان فرزندان او دانشمندی وجود دارد؟

یکی از حاضران: همین‌ نشانه ناآگاهی توست. مگر می‌شود در میان فرزندان علی علیه السلام دانشمندی وجود نداشته باشد.

عبدالله: اکنون دانشمند خاندان علی علیه السلام کیست؟

یکی ازحاضران: محمد بن علی معروف به امام باقر علیه السلام است.

عبدالله با برجستگانِ طرفدارش به مدینه سفر کرد و به محضر امام باقر علیه السلام رسید.

امام باقر علیه السلام فرزندان مهاجر و انصار را به آن مجلس دعوت کرد، مجلس از دو طرف پر از جمعیت شد.

امام باقر علیه السلام مثل ماه تابان در میان آنها درخشید. آنگاه پس از حمد و ثنای خداوند مناظره زیر رخ داد:

امام باقر علیه السلام : ای گروه فرزندان مهاجر و انصار! هر کسی از شما که فضیلتی از علی علیه السلام می‌داند برخیزد و آن را بازگو کند.

آنها از هر سو برخاستند و بخشی از مناقب امام علی علیه السلام را بیان کردند.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۰۸
مجتبی مهرجو

بسم الله

امام علی (علیه السلام) یک انسان کامل و فرزانه است‌. او این فرزانگی را در مکتب پیامبر(صلی الله علیه وآله) آموخته بود. و به خوبی

می‌دانست که وجود پیامبر اکرم‌(صلی الله علیه وآله) برای همه جهانیان رحمت و آرامش است‌. امام‌(علیه السلام) خطر فاصله گرفتن از

ارزش‌های دینی و انسانی را کاملا درک می‌کرد و از این رخداد انحرافی و ارتجاعی به‌عنوان یک مسئله اسف‌باریاد می‌کرد.

امام به هنگام اعزام مالک اشتر نخعی به عنوان استاندار مصر، این اصل رایادآور می‌شود که:

«ای مالک آنگاه که در دیار مصر مستقر شدی و مسئولیت اداره آن جا را بر عهده گرفتی مبادا که ‌مانند حیوان

درنده‌خو، خوردن آنان را غنیمت شمری! چرا که آن مردمان دو گروه‌اند: یا برادر دینی تو هستند و با تو رابطه

دینی دارند و یا با تو پیوند انسانی دارند.» (16) از این سخن تاریخی، جز توسعه‌ حقوقی چیز دیگری به دست

می‌آید؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۰۸
مجتبی مهرجو

باسمه تعالی

milad.jpg (550×100)


یکی از مسائلی که در مباحث کلامی (1) مربوط به امامت جایگاه ویژه‌ای یافت، این بود که: "آیا ممکن است فردی در سنین اندک به مقام امامت برسد؟" این مسأله از آن هنگام که امام جواد (علیه السلام) در سال 203 هجری به در سن هشت سالگی امامت رسیدند، به صورت جدی‌تری در محافل علمی ـ کلامی مطرح شد، خصوصا اینکه امام هادی (علیه السلام) در سن هشت سالگی و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز در سن پنج سالگی به امامت رسیدند.

در میان نصوصی که درباره امامت امام جواد (علیه السلام) بر جای مانده، به ویژه خاطر نشان شده است که امام رضا (علیه السلام) فرزند خردسالش را از جانب خداوند به جانشینی خود برگزید و با این که هنوز فرصت زیادی برای این کار وجود داشت، به معرفی این جانشین اصرار می‌ورزید. حتی امام رضا (علیه السلام) در برابر پرسش بعضی از اصحاب درباره سن اندک حضرت جواد (علیه السلام) با اشاره به نبوت حضرت عیسی (علیه السلام) در دوران شیرخوارگی عنوان داشتند که سن عیسی (علیه السلام) هنگامی که نبوت به او اعطا شد، کمتر از سن فرزند ایشان یعنی امام جواد (علیه السلام) بوده است.(2)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۰:۳۲
مجتبی مهرجو

بسم الله

درباره ی کلینی

(ثقة السلام کلینی رحمه الله)

مشهورترین دانشمند فقیه و محدث نامى شیعه، در نیمه اول سده چهارم هجرى، ثقة‏الاسلام محمّد بن یعقوب بن اسحاق کلینى رازى، معروف به «کلینى» یا «شیخ کلینى» است. کلینى اصالتا ایرانى و از روستاى «کلین» واقع در 38 کیلومترى شهررى و ناحیه جنوب غربى جاده قم ـ تهران، نزدیک حسن‏ آباد کنونى است. به همین جهت، او را به لقب «رازى»، منسوب به «رى» هم مى ‏خوانند. (1)
یاقوت حموى، جغرافى ‏دان نامى (م 626 ق) مى‏ نویسد:
استخرى (زنده در 340 ق) گفته است که رى از اصفهان بزرگ‏تر است و در مشرق، بعد از بغداد، شهرى آبادتر از آن نیست؛ هر چند نیشابور از حیث وسعت بزرگ‏تر از آن است. رى در طول و عرض یک فرسخ و نیم است و داراى روستاهایى است که هر کدام از یک شهر بزرگ‏تر است.(2)
بارى، رى و روستاهاى آن، از روزگاران نخستین، جزو مراکز شیعه ‏نشین بوده است؛ هر چند بیشتر مردم رى را سنیان حنفى و شافعى تشکیل مى ‏داده‏اند. آرامگاه پدر کلینى، یعنى یعقوب بن اسحاق ـ که از بزرگان شیعیان آن روز بوده ـ هم ‏اکنون در قریه «کلین» بوده و زیارتگاه مردم آن سامان است.
عُلانِ رازى (دایى کلینى) و جمعى دیگر از فقها و محدثان شیعه، همچون محمّد بن عصام (شاگرد کلینى) هم از آن قریه بوده‏ اند.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۲۷
مجتبی مهرجو

بسم الله


روزی روزگاری تاریخ تکرار شد و در جبهه‌های حق علیه باطل معاصر عده‌ای چنان کردند که در جنگ‌های غزوه با پیامبر کردند، هر بار که به جهاد خوانده می‌شدند بهانه‌ای می‌آوردند و می‌گفتند دیگران هستند و آنان بروند به جنگ و خود را فراموش می‌کردند.

مرگ حق است برای همسایه!

محسن برزگرمحمدی متولد 1351 است که در سال 65 در جبهه جنوب به درجه رفیع جانبازی نایل شده، دانش آموز بود و 13 سال و هشت ماه سن بیش نداشته که وارد جبهه‌های نبرد حق علیه باطل وارد می‌شود. بیش از 108 ترکش در بدنش وجود دارد و 18 تا هم در سرش به یادگار مانده است اما از درصد جانبازیش چیزی نمی‌گوید.

وی می‌گوید: جبهه‌ها به ما نیاز داشت و می‌دیدیم که هم دین و مذهبمان در خطر قرار گرفته و هم میهنمان؛ احساس تکلیف کردم و امام اعلام کردند جهاد واجب است و سن و قشر خاصی را متوجه نمی‌شود، هرکس می‌تواند اسلحه به دست بگیرد باید برود از میهنش و اسلام دفاع کند.

وی ادامه می‌دهد: متأسفانه اکنون می‌بینیم مسئولانی که پس از جنگ به روی کار آمدند، افرادی هستند که در آن زمان هم از لحاظ مالی توان داشتند، هم سن فرزندانش اقتدا می‌کرد تا در جبهه‌ها حاضر شوند و هم قدرت بدنی لازم را داشتند. آیا جهادی که ولی امرشان، امام تکلیف کرده بود، بر عهده آنان نبود و فقط دیگران را باید تشویق می‌کردند بروند و آن‌ها پشت خط بمانند؟

اعلام می‌کردند بروید و ما باید پشت خط بمانیم و از شما حمایت کنیم اما این ّمسائل در روحیه جوانان ما تأثیری نداشت نه اینکه بگویم متوجه نبودند می‌دیدند و می‌فهمیدند همان‌طور که در فیلم اخراجی ها می‌دیدیم که آن جوان به مسئول ثبت نام می‌گفت: « شما هم بیا بریم» و در جواب گفت: انشالله خدا قسمت کند و این خدا قسمت کند را فقط سر زبانشان داشتند. می‌توانستند در این عرضه پا بگذارند اما می‌دیدیم که جانان و مالشان را فقط دوست دارند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۰۸
مجتبی مهرجو

بسم الله


امام هادی(علیه السلام) و یک نکته از روانشناسی اجتماعی

اگر دوره های امامت را به چهار دوره تقسیم کنیم، دوره امام هادی  علیه السلام  به خاطر ویژگی های خاص سیاسی و علمی و فرهنگی دوره ای دیگر است که در آن علاوه بر تدبیر برای آینده شیعه از لحاظ سیاسی و عقیدتی، تحکیم پایه های فرهنگی و انتقال کامل دست آوردهای تمام دوران امامت انجام گرفته و مرحله نوینی برای شیعه آغاز گردیده که در نوع خود نقطه عطف بسیار مهمی است.
هر یک از ائمه علیهم السلام در دوره خود براساس تدابیر مقتضی و مناسب با حوادث و تحولات اجتماعی و سیاسی و فکری، جهت هدایت شیعیان و حفظ خط اصلی اسلام ناب، اقدامات بسیار سنجیده ای را انجام داده اند. به نحوی که با وجود حاکم بودن شرایط سخت و اختناق سیاسی، تشیع به عنوان خطی روشن که متمایز با اکثریت حاکم بود، موجودیت خود را حفظ کرد.
دوره امام هادی  علیه السلام  دوره ای است که بنیان برخی از اندیشه های ناب تشیع شکل گرفته و بنیان مرجعیت و زعامت شیعه در این دوره گذاشته شده بود. قرن سوم در جهان اسلام قرن نوینی از نظر علمی و فکری بود که حرکت جامعه به سوی رشد علمی و فرهنگی با رویش اندیشه های جدید کلامی و ورود شبهات مختلف عقلی و فلسفی- که متأثر از نهضت ترجمه بود مرحله ای متمایزتر از گذشته را در پیش روی قرار داده بود. مکاتب و فرقه های مختلف علمی با اختلافات و تنازع، درحال تولید علم براساس اندیشه های خود بودند. و نابسامانی فکری تمام جهان اسلام را به خاطر شیوع شبهات گرفته بود.
اما مکتب اهل بیت با برتری محسوس، در محاصره دستگاه سیاسی از پایه های محکم و استوار و منطقی به برکت وجود ائمه علیهم السلام برخوردار بود و هرگاه شبهه ای متوجه کلیت و محتوای اسلام می شد تنها پاسخ قانع کننده از سوی رهبران مکتب اهل بیت صادر می شد. و این واکنش اساسی از سوی ائمه منجر به سامان دهی سازمان یافته مبانی فکری اسلام می شد.
امام هادی علیه السلام  در این دوره خطیر و از لحاظ علمی که برای آینده جهان اسلام اهمیت خاص داشت، امامت داشت و بایستی به گونه ای بنیان های علمی مکتب اهل بیت را تأسیس و سازماندهی می کرد که تا قرن های آتی این بنیانگذاری، نیازهای فکری و سیاسی را پاسخ بدهد. امام آینده ای بسیار دور را مدنظر داشت و از نظر فکری و سیاسی جهت صیانت و استمرار امامت مدبرانه، برنامه ریزی کرد و شالوده های مهم را مشخص نمود که در این مقاله به قسمت هایی از مدیریت توانمند فکری و علمی امام می پردازیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۵:۰۷
مجتبی مهرجو