روح الله مهرجو استاد دانشگاه و کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

روح الله مهرجو استاد دانشگاه و  کارشناس ارتباطات و پژوهشگر حوزه اجتماعی

این وبلاگ کاملا شخصی می باشد
mehrjoor.ir

بایگانی
آخرین نظرات

بسم الله

شباهت‌های امام مهدی(علیه السلام) با امام حسین علیه‌السلام

1 - امر به معروف و نهى از منکر؛  «سالار شهیدان حسین بن على علیهماالسلام در این امر ملاحظۀ تقیّه را نکرد و این از ویژگى‌هاى آن حضرت است،» «در لئالى الاخبار از پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و اله آمده که فرمود: مادامى که مردم امر به معروف و نهى از منکر نمایند و بر کار نیک معاونت کنند پیوسته در خوشى و خیر باشند، پس اگر این کار را نکنند برکت‌ها از آنان سلب مى‌شود و بر یکدیگر مسلط گردند و نه در زمین یاورى براى آن‌ها باقى مى‌ماند، نه در آسمان.

و از آن حضرت مروى است که فرمود: اگر مردم به معروف امر نکنند و از منکر نهى ننمایند و از اخبار اهل بیت من پیروى نداشته باشند، خداوند بدها و شرارشان را بر آن‌ها مسلّط گرداند، آن‌گاه خوب‌ها دعا کنند دعایشان مستجاب نشود.»

امام عصر علیه السّلام از جانب خداوند متعال مأمور است که تمام منکرات را از همه جاى دنیا بردارد، به‌طورى‌که دیگر احدى باقى نماند که براى فعل منکر خود پناهى داشته باشد.

در کتاب المحجه در تفسیر آیۀ شریفۀ: اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی اَلْأَرْضِ أَقامُوا اَلصَّلاةَ وَ آتَوُا اَلزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ اَلْأُمُورِ(7)؛کسانى که هرگاه در زمین، آنان را توانایى دهیم، نماز را بپا دارند، و زکات [به مستحق]برسانند، و امر به معروف و نهى از منکر نمایند، و عاقبت کارها به دست خدا است. از امام باقر علیه السّلام نقل کرده که فرمود: این براى آل محمد است، مهدى و اصحاب او، خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آن‌ها درآورد، و دین را آشکار سازد و خداوند متعال به وسیلۀ او و یارانش بدعت‌ها و باطل را از بین مى‌برد، همچنان‌که سفیهان حق را میرانده باشند، تا جایى که اثرى از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهى از منکر خواهند نمود، و آخر کارها به دست خدا است.(8)

2 - نبودن بیعت طاغوت زمان؛ در اوصاف امام حسین علیه السّلام آمده که روز عاشورا به آن حضرت عرض شد: به حکم و حکومت عموزادگانت سر فرودآور. فرمود: «لا و اللّه لا أعطیکم بیدی إعطاء الذّلیل و لا أفرّ فرار العبید»؛ به خدا قسم که هرگز دستم را از روى خوارى و ذلّت به شما ندهم و مانند بردگان فرار نمى‌کنم. آن‌گاه با صداى بلند فرمود: اى بندگان خدا! من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه بردم اگر قصد آزار و سنگسار مرا دارید، و به پروردگار خود و شما پناه مى‌برم از هرمتکبرى که به روز حساب ایمان نداشته باشد. و نیز، آن حضرت فرمود: مرگ در حال عزّت بهتر از زندگى با ذلّت است. «در توقیعى که در احتجاج از حضرت حجّت-عجّل اللّه فرجه الشریف-روایت شده آمده است: و امّا علّت غیبت من، خداوند-عزّ و جلّ-مى‌فرماید: یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ9؛ ای کسانى که ایمان آورده‌اید از چیزهایى مپرسید که هرگاه برایتان فاش گردد شما را بد آید.

هیچ یک از پدرانم نبود مگر این‌که در گردن او بیعتى براى سرکش زمانش واقع شد، ولى من در حالى خروج مى‌کنم که بیعتى براى احدى از طاغوت‌ها بر گردنم نیست.»(10)

 3 - خروج از مدینه و عزیمت به مکه، حسین علیه السّلام ترسان از مدینه بیرون رفت و در مکّه نزول کرد، سپس به سوى کوفه حرکت فرمود؛ حضرت حجّت علیه السّلام نیز نظیر همین برایش اتفاق مى‌افتد که در خبر صحیحى از امام ابو جعفر باقر علیه السّلام آمده: پس سفیانى عدّه‌اى را به مدینه مى‌فرستد، و مهدى علیه السّلام از آن‌جا به سوى مکّه کوچ مى‌کند، به ارتش سفیانى خبر مى‌رسد که حضرت مهدى علیه السّلام به مکّه رفت، لشکرى در تعقیب آن حضرت مى‌فرستد، ولى به او نمى‌رسند تا این‌که ترسان وارد مکّه شود-به همان روش موسى بن عمران علیهما السلام-لشکر سفیانى در بیداء فرودمى‌آید، پس منادى از جانب آسمان ندا مى‌کند: «یا بیدآء أبیدی القوم» ؛ اى بیداء! این گروه را نابود کن. پس زمین آن‌ها را فرومى‌برد، و فقط سه نفر از آن‌ها باقى مى‌ماند که خداوند صورت‌هایشان را به عقب برمى‌گرداند، و آن‌ها از قبیلۀ کلب هستند.(11)

4 -مصیبت؛ آن دو بزرگوار سخت‌ترین مصیبت‌ها است. اما مصیبت امام حسین علیه السّلام که در گفتگوى آدم و جبرئیل آمده که گفت: اى آدم این فرزند تو به مصیبتى دچار مى‌گردد که مصیبت‌ها در کنار آن کوچک خواهد بود. و امّا قائم علیه السّلام از این جهت که مصیبتش طولانى و محنتش شدید است.(12)

5- یاری خواستن؛ امام حسین علیه السّلام، هنگامى که مى‌خواست از مکّه به سوى عراق خروج کند، یارى خواست و فرمود: هرآن‌که حاضر است جان خود را در راه ما بخشد و خودش را مهیاى لقاء اللّه نماید، با ما بیاید که ان شاء اللّه من فردا حرکت مى‌کنم.

امام قائم حجّة بن الحسن-عجّل اللّه فرجه الشریف-نیز، هنگامى که در مکّه ظهور مى‌کند، یارى مى‌طلبد، چنان‌که از امام پنجم حضرت باقر علیه السّلام در حدیثى طولانى و صحیح چنین آمده:... در آن روز قائم علیه السّلام در مکّه است، پشت خود را به بیت اللّه الحرام تکیه زده و به آن پناه برده، بانگ مى‌زند: اى مردم! ما از خداوند یارى مى‌جوییم، هرکه مى‌خواهد ما را اجابت کند که ما خاندان پیغمبر شما هستیم، و نزدیک‌ترین مردم به خدا و محمد صلّى اللّه علیه و اله. هرکس دربارۀ آدم با من بیعت دارد [بیاید]که من نزدیک‌ترین افراد به آدم هستم و هرکه دربارۀ نوح با من محاجّه دارد، من نزدیک‌ترین کسان به نوح هستم، و هرکه دربارۀ ابراهیم با من بیعت دارد، من نزدیک‌ترین افراد به ابراهیم هستم، و هرآن‌که دربارۀ محمد صلّى اللّه علیه و اله با من گفتگو دارد من نزدیک‌ترین افراد به محمّد صلّى اللّه علیه و اله هستم، و هرکه دربارۀ پیغمبران بحث دارد بیاید که من نزدیک‌ترین مردم به پیغمبران هستم، مگر نه خداوند در کتاب محکم خود مى‌فرماید: إِنَّ اَللّهَ اِصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى اَلْعالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اَللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛(13) البتّه خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید، فرزندانى هستند برخى از نسل برخى دیگر و خداوند شنواى داناست.

پس من باقیماندۀ از آدم و ذخیرۀ از نوح و برگزیدۀ از ابراهیم و پاکیزۀ خالص از محمد-صلّى اللّه علیهم اجمعین-مى‌باشم. هرآن‌که دربارۀ کتاب خدا با من محاجّه کند من نزدیک‌ترین مردم به کتاب خدا هستم، و هرکه دربارۀ سنّت رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله با من بیعت کند من به سنّت رسول خدا از همه نزدیک‌ترم. کسانى که سخن امروز مرا شنیدند آنان را به خدا سوگند مى‌دهم که به کسانى که غایب بوده‌اند برسانند، و از شما مى‌خواهم که به حقّ خدا و به حقّ رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله و به حقّ خودم بر شما-که حقّ قرابت به رسول خدا صلّى اللّه علیه و اله مى‌باشد-این‌که ما را کمک کنید و کسانى که به ما ظلم مى‌کنند از ما منع نمایید، که ترسانیده شدیم و به ما ظلم شده و از شهر و فرزندانمان رانده شدیم و بر ما سرکشى کردند و از حقّمان کنارمان زدند و اهل باطل بر ما افترا بستند، خدا را خدا را دربارۀ ما، که ما را وامگذارید و یارى‌مان نمایید که خداوند شما را یارى کند.(14)

***

شباهت‌های امام مهدی(علیه السلام) با امام سجاد علیه‌السلام

بارزترین صفات [امام سجاد علیه السلام] عبادت مى‌باشد که به «زین العابدین» و «سیّد العابدین» و «ذو الثفنات» نامیده شد، وجه نامیده شدنش به «ذو الثفنات» این بود که بینى آن حضرت ساییده، و پیشانى و زانوها و کف دست‌هایش از اثر عبادت مداوم برآمدگى پیدا کرده بود (پینه بسته بود)، چنان‌که در خبرى از حضرت ابو جعفر باقر علیه السّلام از فاطمه بنت على بن ابى‌طالب علیهما السلام آمده که از یکى از کنیزان امام سجاد علیه السّلام راجع به حالات آن حضرت پرسید، در جواب گفت: مختصر کنم یا مفصل بگویم؟ گفت: مختصر کن، گفت: هیچ‌گاه در روز برایش غذا نبرده و در شب رختخواب نگستردم.(15)

[روایات] بسیاری دربارۀ کثرت و شدّت اهتمام آن حضرت در عبادت وارد شده است و مولاى ما حضرت حجّت-عجّل اللّه فرجه الشریف-از جدّ بزرگوارش سیّد العابدین علیه السّلام الگوى خوبى دارد، که از حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر علیهما السلام آمده، در وصف حضرت قائم-روحى فداه- فرمود: با آن چهرۀ گندمگون، زردى بى‌خوابى شب نیز آمیخته است، پدرم فداى آن‌کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره‌شمارى (کنایه از بیدارى) خواهد گذراند.(16)

***

دلائل دلبستگی امام مهدی(علیه السلام) به حضرت عباس سلام‌الله‌ علیه

1- معرفت و بصیرت حضرت عباس– امام صادق علیه‌السلام در باره این خصوصیت حضرت عباس فرموده‌اند: عموی ما عباس بصیرتی دقیق و ایمانی محکم داشت و در کنار حضرت ابی عبدالله با دشمنان خدا نبرد کرد و امتحان خوبی پس داد و به مقام شهادت نایل گشت.

 2- بندگی و تسلیم [الهی] و ولایتمداری- آن بزرگوار کوچکترین حرکتی خارج از مسیر بندگی خدا نداشته و تمام اعمال و رفتار و سخنان آن حضرت مطابق رضایت اهل بیت علیهم السلام بوده است.در زیارت آن حضرت می‌خوانیم: سلام بر تو اى بنده شایسته حق و مطیع امر خدا و رسول خدا و مطیع امیرالمؤمنین و حضرت حسن و حسین صلوات الله و سلامه علیهم.

3- فدایی امام زمان خود شدن- در زیارت ناحیه امام عصر(علیه السلام) خطاب به حضرت ابوالفضل می فرماید:

سلام بر ابوالفضل العباس فرزند امیرمومنان که با بذل جان خویش فداکارانه و ایثارگرانه از برادرش حسین دفاع کرد و امروز دنیایش را ره توشه ی آخرت ساخت.

او فدایی و نگهبان پرشور برادر بود و در آب رسانی و سقایت حرم، کوشش فراوان کرد و دو دستش در نبرد با دشمن جدا شد.

4- ادب حضور در محضر امام زمان خویش-نقل نموده اند که هیچ گاه در محضر امام حسین علیه‌السلام بدون اجازه نمی نشست و اگر با اجازه حضرت می‌خواست بنشیند در نهایت ادب، دو زانو در مقابل برادر خویش می نشست و یکی از زیباترین خصوصیات آن حضرت این است که با اینکه امام حسین علیه السلام برادرشان بود ولی از روی ادب همواره برادر خویش را با عناوینی چون «سیدی و مولای» آقای من و... صدا می کرد. مگر در لحظات آخر عمر شریفشان که فرمود «برادر برادرت را دریاب»

 5- عصمت- ایشان همچون بانوی کربلا زینب سلام‌الله علیها است. با اینکه جزو معصومین علیهم السلام  محسوب نمی‌شوند، اما به جهت اجتناب از گناهان و حتی مکروهات عصمت از گناه داشتند. از همین رو ایشان را مطیع خدا، رسول خدا و اهل بیت علیهم‌السلام می‌خوانیم.

 6-وفاداری- بارزترین ویژگی حضرت عباس وفاداری ایشان است. [در شب عاشورا در رأس کسانی بود که اعلام وفاداری کرد و پیش از آن در عصر تاسوعا، امان نامه شمر را که برای وی و برادرانش آورده بود رد کرد و شمر را با شرمساری برگرداند.]

 در زیارت آن جناب عرض می کنیم « خداوند به بهترین پاداش را عطا کند، همان پاداشی که به اهل وفا می دهد، به آن کسانی که به بیعت خویش با امام زمانشان وفا کردند و ندای یاری خواهی او را اجابت نمودند و از ولی امر خویش اطاعت نمودند.

7- غیرت 8- شجاعت 9- شرح صدر 10- علم و فضیلت و... (17)

 ***

تشرفات

از آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی(ره) نقل شده است که فرموده‌اند:

یکی از علمای نجف اشرف که مدتی به قم آمده بود، برای من چنین نقل کرد که: من مشکلی داشتم به مسجد جمکران رفتم و درد دل خود را به محضر حضرت بقیة‌الله حجّة ابن الحسن العسکری امام زمان(عجل اللع تعالی فرجه الشریف) عرضه داشتم و از وی خواستم که نزد خدا شفاعت کند تا مشکلم حل شود.

برای این منظور، مکرر به مسجد جمکران رفتم ولی نتیجه‌ای ندیدم. روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و منزل شما باشم و به دیگری متوسّل شوم؟ شما امام زمان من می‌باشید آیا زشت نیست با وجود امام حی به علمدار کربلا قمر بنی هاشم(علیه السلام) متوسّل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم؟!

از شدت تأثّر بین خواب و بیداری قرار گرفته بودم. ناگهان با چهره‌ی نورانی قطب عالم امکان حضرت حجة ابن الحسن العسکری(علیه السلام) مواجه شدم.

بدون تأمل به حضرتش سلام عرض کردم، حضرت با محبّت و بزرگواری جوابم را دادند و فرمودند: نه تنها زشت نیست و نه تنها ناراحت نمی‌شوم که به علمدار کربلا متوسّل شوی، بلکه شما را راهنمایی هم می‌کنم که به حضرتش چه بگویی.

"چون خواستی از حضرت ابوالفضل(علیه السلام) حاجت بخواهی، این چنین بگو: یا ابالغوث ادرکنی ای آقا پناهم بده "(18)
پی نوشت :

7- سوره حج آیه41

8- مکیال المکارم صص319-318 به نقل از لئالی الاخبار ج5 ص 261

9- سوره مائده آیه 101

10- ترجمه مکیال ص171 به نقل ازاحتجاج، ج2 ص284

11- همان ص275 به نقل ازبحار الانوار ج52 ص238

12- همان ص275 به نقل از بحار ج44 ص 245

13-سوره آل عمران آیه 33

14- ترجمه مکیال ص276 به نقل از بحار ج52 ص238

15- همان ص271 به نقل ازبحار ج46 ص 62

16- همان به نقل از بحار ج86 ص 81

17- حکایاتی از ارتباط امام زمان و حضرت عباس سلام الله علیه صص52-36

18- همان صص92-91 به نقل از کرانه کرامت ص106

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">